فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٦ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
يكى از مهمترين بخشهاى قرائت كلاسيك از اسلام كه دچار چالش جدى با دنياى جديد و انديشه انسان متجدد گرديده، فقه و احكام شرعى است. نگرش سنتى به فقه، تكاليف و حقوق شرعى در بسيارى از زمينههاى فردى و اجتماعى، با تفكر انسان مدرن سازگار نيست. از اين رو، روشنفكر مذهبى ـ با آگاهى از اين ناسازگارى ـ وظيفه خود مىداند كه درصدد حل اين چالش عمده برآيد و رسالت روشنفكرى خويش را در عين پاى بندى به دين، ادا كند.
چنان كه گذشت، بيشتر روشنفكران مذهبى در چالش ميان دنياى قديم و جديد، كم و بيش به جانبدارى از تفكر مدرن پرداختهاند و انديشه كلاسيك دينى را مورد نقد قرار داده و به باز خوانى متون دينى ـ با هدف سازگارى با انديشههاى جديد ـ دعوت نمودهاند. در اين رهگذر، فقه نيز بى نصيب نمانده و هدف انتقادات و حملات پياپى روشنفكران مذهبى قرار گرفته است.
مطالعه و بررسى در آثار روشنفكران مذهبى و غير مذهبى معاصر در ايران، اين حقيقت را روشن مىسازد كه سيل انتقادات و بعضاً حملات نسبت به فقه، پس از استقرار نظام جمهورى اسلامى در ايران ـ كه نماد حاكميت فقه و ولايت فقيه است ـ به اوج خود رسيده است. بدون شك، ظهور و اجرايى شدن فقه در عرصههاى مختلف اجتماعى و سياسى در ايران، سبب توجه اذهان عمومى ـ خصوصاً روشنفكران ـ به آن گرديده، و زمينه را براى نقد آن فراهم ساخته است.
امروزه در ايران و ساير كشورهاى اسلامى، انديشههاى انتقادى روشنفكران به ديدگاه سنتى دين، مورد توجه بخش مهمى از طبقات گوناگون جامعه، به خصوص اقشار تحصيل كرده و نسل جوان قرار گرفته است. چشم پوشى و كم توجهى به اين دگرگونى فرهنگى، نه تنها از قدرت آن نمىكاهد، بلكه زمينه را براى پيشرفت آسان، بى دغدغه و فارغ از نقد آن فراهم مىسازد. از اين رو، برداعيه داران اسلام و فقه كلاسيك ـ بخصوص دانش