فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٩ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
از آنچه نقل كرديم كاملاً روشن مىشود كه اين مسأله چگونه برخى صحابه و تابعين را به واكنش وا مىداشته، فضاى ذهنى مردم عصر اوّل و حداقل گروه زيادى از آنان آلوده به اين توهّم بوده است!
در اين ميان آنچه مورد غفلت قرار گرفته، سيره عملى پيامبر(ص) است. در آنچه از ايشان نقل شده، هيچ اثرى از آنچه به برخى صحابه نسبت داده شده، ديده نمىشود، فقط در مواردى اشاره با دست براى عدم عبور صورت گرفته است كه روايات آن را در مسأله اوّل نقل كرديم.
امير المؤمنين(ع) در روايتى كه در اصول كافى از ايشان نقل شده و مضمون محكمى دارد، روايات و راويان از پيامبر را چهارگروه مىكنند: اوّل، گروهى كه به حضرت دروغ بستند؛ دوم، گروهى كه كلامى از ايشان شنيدند، ولى مراد حضرت را نفهميدند و آن را بر وجه خود حمل نكردند و دچار وهم شدند. سوم، گروهى كه منسوخ را حفظ كردند، ولى ازناسخ آن بى اطلاعند. چهارم، كسى كه نه دروغ بر حضرت بست و نه قول او را فراموش كرد، بلكه آنچه را شنيد، بر وجه خود حمل كرد، و همان طور نقل كرد، و آن را كم و زياد نكرد و ناسخ و منسوخ را بازشناخت و اين طور نبود كه هر كدام از اصحاب پيامبر چيزى از او مىپرسيد، جواب را درست مىفهميد. (١١٨)
اين طور شد كه گروهى روايتى را نقل كردند و هر كس از آن معنايى گرفت و آن را دين خدا و سنت پيامبر ناميد، بدون توجه و فهم صحيح مفاد و مقصود و هدف آن، تا آنجا كه شعرانى در العهود المحمديه در استفادهاى از احاديث اين باب مىگويد:
از رسول اللّه(ص) بر ما پيمان عمومى گرفته شده است كه به هيچ عنوان از مقابل نمازگزارى عبور نكنيم، از ترس آن كه مبادا به خاطر جرأتى كه در مقابل حضرت بارى تعالى(كه نماز گزار در ذهن خود تخيّل كرده است) نشان دادهايم، در ديوان شياطين نوشته شويم! (١١٩)
(١١٨) اصول كافى، كتاب فضل العلم، باب اختلاف الحديث(٢١).
(١١٩) المهود المحمديه، ص٦٤٩.