فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٣ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
را تشكيل دهند. و بدين سبب شايسته نيست كه آيندگان هم، انديشمندان اين عصر را به تعطيلى عقل، شيّادى و عوام فريبى نسبت دهند.
روشن است كه اين سخنان، به معناى نفى هرگونه خشونت، تعصّب و تفتيش عقايد از تاريخ انديشه در جهان ـ و بخصوص تاريخ قرون وسطاى مسيحى ـ نيست، بلكه براى پرهيز از كلى گوى هايى است كه چهرهاى خيالى از گذشته و حال ارائه مىدهد.
از سوى ديگر، سرگذشت عقلانيت در غرب نيز بدين ايجاز و خلوص نيست. آزاد انديشى و رهايى از بسيارى پيش فرضها و مبانى فكرى جهان گذشته در طول چندين قرن، مسير پرفراز و نشيبى را طى نمود كه در طول آن به ساخت مجدد پيش فرضهاى نوينى پرداخت كه پايههاى فكرى اين تمدن دلربا و چشم نواز بر آنها استحكام يافته است.
جنبش روشنگرى و آزاد انديشى در غرب، حركتى در مقابل فضاى فكرى پرتنش حاكم، در اواخر قرون وسطى بود كه به شدّت، از آيين مسيحيت و سيره متوليان دين در آن دوران متأثر بوده است. بى ترديد، زمينه مذكور، باعث تأثيرات اوّليه بر حركت انفجارى آزاد انديشى و عقلانيت در غرب شد و به آن، جهت بخشيد. توجه به ديگر مؤلّفهها و شاخصهاى مهم جهان مدرن، به روشنى گواه اين نكته است كه انسان جديد باگسستن بندهاى تعلّق به جهان گذشته ـ مانند گويى كه با نيروى گريز از مركز از محور پيشين خود، فاصله مىگيرد ـ به طور طبيعى، خلاف مسير جهان گذشته را در پيش گرفت و هر لحظه، خود را از آن دورتر ساخت. (١٥) بنابراين، ساده انگارانه است كه گمان كنيم، عقلانيت در غرب، در يك خلاء و فضاى بى طرف، شكل گرفته است و متفكران عصر نوين بدون هيچ پيش داورى و ميل و نفرتهاى روحى و روانى، به بازسازى تمدنى جديد، همّت گماشتهاند. چنين انسان هايى، هيچ شباهتى به موجودات خاكى ندارند و بيشتر به موجودات آسمانى و انسانهاى فضايى در افسانهها شبيه هستند كه بدون هيچ سابقهاى، به كره خاك پا نهادهاند. عقلانيت تمدن جديد غرب، در چنين بسترى رشد كرد و از همان آغاز جهتگيرى خاصى را برگزيد.
(١٥) مراجعه شود به: قصه ارباب معرفت، ص٣٦٤ و رازدانى و روشنفكرى، ص ٢٧٧.