فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٧ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
و نواهى خدا همگى مطاع هستند، بدون چون و چرا...». (٦٣)
«يك فرد با ايمان در برابر اوامر و نواهى خداوند چون و چرا نمىكند. او اگر به صدق در مقام ايمان بر آمده باشد، بايد خود را تسليم اوامر و نواهى خداوند كند، ايمان تعلّق است و در مقام تعلّق آدمى خود را از دست مىدهد و فدا مىكند و ديگر مجالى براى چون و چرا نيست». (٦٤)
به وضوح مىتوان ديد كه گويندگان اين سخنان، پيوند و رابطه تنگاتنگ ميان تسليم، تعبّد و سرسپردگى با دين را نه تنها انكار نمىكنند، بلكه ديندارى را بدون آن، غير ممكن مىدانند و چنين سر سپردگى و تسليم محض در مقابل فرامين خداوند را نقطه اوج ايمان و عشق ورزى به خداوند مىشمارند. روشن است كه اين سرسپردگى در مقابل خداوند، به فهم و درك ملاكات و اسرار نهفته در فرامين او مقيد نيست؛ زيرا در اين صورت، متعلّق تسليم و تعبّد ذات ربوبى نخواهد بود، بلكه عقل و انديشه آدمى است كه مطاع و فرمانده او مىگردد.
در اين مقام، شايسته است به اختصار، ميان آموزه هايى كه با عقل قطعى بشر تعارض دارند، و عقل، آنها را صريحاً باطل مىشمارد(گزارههاى عقل ستيز) با آموزههايى كه عقل بشر از اثبات و ابطال آنها عاجز است(گزارههاى عقل گريز) (٦٥) تفكيك نمود. در آموزههاى قطعى و مسلّم اسلام(نصّ) نمىتوان گزارههايى از نوع نخست يافت. در صورتى هم كه ظاهر عبارات برخى از متون معتبر دينى، نشان از چنين گزاره هايى دهد، چارهاى جز تفسير بر خلاف ظاهر آن نيست، همان گونه كه عالمان و دانشمندان بزرگ اسلامى نيز چنين رويهاى را در پيش داشته و دارند.
اما نه تنها دليل عقلى بر انكار آموزههاى نوع دوم وجود ندارد بلكه با وجود آنها است كه فلسفه نياز به وحى در كنار عقل شكل مىگيرد و انسان، در راه رسيدن به مقصد والاى خويش از دو حجّت درونى(عقل) و بيرونى(وحى) بهرهمند مىگردد.
(٦٣) ملكيان، مصطفى، روزنامه ايران، شماره ١٦٨٥، تاريخ ١٣/٩/٧٩.
(٦٤) نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص ١٨٠.
(٦٥) نگارنده دو اصطلاح فوق را وامدار