فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٩ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
كه باورهاى اساسى انديشه دينى خود را بر پايه تحقيق و تتبّع عقلانى شكل دهند و تقليد و تعبّد را فقط در احكام و دستورهاى دينى و فروع اعتقادات، جارى سازند:
«جلال آل احمد كه مىگويد: روحانى و نظامى نمىتوانند روشنفكر باشند، به دليل اين است كه روشنفكرى را با آزاد فكرى مساوى مىگيرد. و تعبد را نيز با تقليد و تبعيت بى دليل يكى مىشمارد، چون روحانى التزام به مبانى شريعت دارد و چون نظامى تعهد سپرده است كه در برابر فرمانده خود تمرد نكند، لذا هيچ كدام آزاد من جميع الجهات نيستند و مقلد و تابع من جميع الجهات اند. پس، آزاد فكر و لذا روشنفكر نمىتوانند باشند. آنچه تحليل كوتاه ما نشان مىدهد اين است كه اوّلاً تعبّد صحيح هميشه ناشى از تحقيق است، لذا متعبّد محقق هم داريم و ثانياً روشنفكرى مساوى آزاد فكرى نيست و هيچ روشنفكرى آزاد انديش مطلق نبوده است. آزاد فكرى خلق نشده است و خلق شدنى هم نيست. لذا هيچ اشكالى ندارد كه كسى نسبت به يك دسته از اصول ومبانى نظراً و عملاً التزام بورزد و در همان حال وصف ديگرى، يعنى وصف روشنفكرى هم داشته باشد». (٦٧)
از اين بند و بند پيشين(بند الف) روشن شد كه روشنفكران دينى هم فكر و هم دل بامؤمنان و دينداران، تعبد و تسليم را ركن ديندارى مىدانند و دين بدون تعبد و سرسپردگى را خالى از حقيقت مىشمارند. همچنين پايههاى اين راز باورى و تعبد پذيرى را در دين، عقلانى دانسته و آن را از خرافه باورى وسرسپردگى بدون دليل، جدا مىسازند.
جنبش عقلانيت در غرب ـ چنان كه پيش از اين نيز گذشت ـ با محدود كردن تعريف عقلانيت به عقل جزيى نگر، ابزارى، سكولار و محروم از عقل شهودى و نيز زياده روى در تشكيك در باره اصول موضوعه بديهى و اوّلى انديشه بشرى، گرفتار بيمارى مهلك
(٦٧) رازدانى و روشنفكرى،ص ٢٧٦ و نيز: ملكيان، مصطفى، نقد و نظر ١٩، ص ١٥.