فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥١ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
زيادى از صحابه آن را نقل مىكردند، اما حكمى با چنين كثرت ابتلا آن هم در مورد نمازى كه همه روزه، چندين نوبت اصحاب با حضرت، سروكار داشتند، تنها يك بار آن هم به گوش كسى كه فقط دو يا سه روايت به او نسبت داده شده، برسد، بسيار بعيد است. چگونه است كه حكمى با اين خصوصيات را احدى از فقهاى صحابه كه مشتاق كوچكترين آداب و سنن بودهاند، نقل نكردهاند؟! چگونه است آنانى كه سالها با حضرت بودند و برخود لازم مىدانستند آنچه از شريعت مىدانند به ديگران برسانند، از اين حكم بى اطلاع بودند، تا جايى كه مجبور شوند شخصى را در پى راوى بفرستند و از او سؤال كنند؟!
اين نوع تبليغ احكام شرعى، در احكام عمومى، اصلاً از سيره تبليغى پيامبر(ص) معهود نيست.
هيثمى در مجمع الزوائد از ابن عباس نقل مىكند:
قال: جئتُ أنا و غلامٌ من بنى هاشم على حمارٍ فمررنا بين يدي النبيّ(ص) و هو يصلّي فنزلنا عنه و تركنا الحمار يأكل من بقل الارض أو قال نبات الارض فدخلنا معه في الصلاة، فقال: رجلٌ أكان بين يديه عنزة، قال: لا؛
مىگويد: من و پسر بچهاى از بنى هاشم سوار بر الاغى آمديم و در حالى كه پيامبر (ص) مشغول نماز بود، از پيش روى ايشان عبور كرديم و از مركب پياده شديم و الاغ را رها كرديم تا به خوردن گياه مشغول شود و بعد با حضرت مشغول نماز شديم. مردى پرسيد: آيا مقابل حضرت عصايى بود(كه ستره باشد، چرا كه بيشتر اوقات مانند آن را مىگذاشتند) او گفت: نه