فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠١ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
خود فرمانرواست. (٣٢) دراين انگاره، انسانيت بر هر باور و عقيدهاى مقدم است، از اين رو، هيچ كس ـ حتى خدا ـ حق تعرض به حقوق تعريف شده انسان را ندارد. (٣٣) انسانها در غرب به موجوداتى كاملاً حق مدار(در مقابل تكليف مدار) و طلبكار تبديل شدهاند كه همه چيز را براى خويش مىخواهند و از وجدان مسئوليتشناسى دور افتادهاند. (٣٤)
اعلاميه جهانى حقوق بشر كه مظهر چنين نگرشى به انسان است، حداقل دو ضعف عمده دارد: ١ ـ غفلت از تكاليف و وظايف انسانها. ٢ ـ چشم پوشى از حقوق الهى. و اين سرّ ناسازگارى جوامع و حكومتهاى دينى با اين اعلاميه است. (٣٥)
امروزه در جهان جديد، خداوند به صراحت انكار نمىشود؛ بلكه بندگى بندگان است كه مورد پذيرش نيست، هر چند كه اين دو ملازم يكديگرند، اما تفكر جديد بر قسمت دوم تأكيد دارد:
«اگر بخواهيم عصرهاى حيات عقلانى و كلامى بشر را تقسيم كنيم، به دو دوره منقسم خواهند شد: تا اوائل قرون روشنگرى، اروپا جامعهاى دينى بود. يعنى مستقيماً بر سر وجود يا عدم وجود خداوند سخن مىرفت... اما از وقتى به بعد گفتگو و بحث از اين كه آيا خدايى هست يا نه، محو گرديد، يا كمرنگ شد و درحاشيه قرار گرفت و آن چه كه به نحو جدىترى مطرح گرديد اين بود كه آيا انسان در كنار خداوند مىماند يا نه؟... اين اعتقاد، رفته رفته اهميت يافت كه اگر ما خدا را بزرگتر و بزرگتر كنيم، در مقابل آدميان را كوچك و كوچكتر نمودهايم. يعنى عزّت خداوند را با هزينه ذلّت انسانها فراهم آوردهايم... گفته شد كه انسان نمىتواند در كنار چنان خدايى باقى بماند؛ بلكه فقط بايد له شود و نيست گردد. لذا اگر بناست كه انسان به انسانيت خود ادامه دهد، بايد انديشه
(٣٢) ملكيان، مصطفى، سنت و سكولاريسم، ص ٢٧٥.
(٣٣) فربهتر از ايدئولوژى، ص٢٧٧.
(٣٤) سروش، عبدالكريم، سنت و سكولاريسم، ص ٥٤ و مدارا و مدريت، ص٤٣١.
(٣٥) فربهتر از ايدئولوژى، ص٢٧٨.