فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٩ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
«شايد مهمترين تحولى كه در اخلاق و ارزشهاى سابق بر توسعه رخ داده و زنجير از پاى مدرنيسم و بورژوازى را گشود و بسط آن را ميسّر ساخت ـ دنيوى شدن اخلاق بود. اين دنيوى شدن، دو جنبه مهم و متمايز داشت كه هر دو به تدريج و به تناسب با رشد مدرنيسم، تولد و تحقق يافتند: يكى ناظر شدن اخلاق به سعادت و آبادانى دنيوى بود(نه فقط سعادت و آبادانى اخروى و نه فقط كمال نفس) و ديگرى به رسميت شناخته شدن جوانب و ابعاد پست و مذموم و مطعون وجود آدمى و به كارگرفته شدن آنها در بنا كردن جهان جديد». (٢٨)
فهم از دين نيز به جهت همسويى با انگيزه و انديشه دنيوى، دچار تحول شد و قرائتى متناسب با آن ارائه گرديد:
«... آن چه در رفورماسيون و نهضت اصلاح دينى رخ داد، كنار گذاشتن دين يا عناد ورزيدن با دين حق نبود. آنچه رخ داد عبارت بود از سكولار شدن دين؛ دقيقاً به اين معنا كه آخرت، تابع دنيا شد؛ فقط همين در پروتستانتيسم كسى آخرت را انكار نكرد. نهضت پروتستانتيسم در ظاهر به كليسا و تشريفات آن، به اقتدار پاپ و... اعتراض كرد. اما تمام اين اعتراضات رو بنا و ظاهر امر بود. باطن اين اعتراضات و مراد اصلى آن پس از استقرار و بسط آن نهضت رفته رفته آشكار شد. آن باطن اين بود كه ما در دين، همچنان دنيا و آخرت را با هم مىخواهيم، ولى آخرتى را مىخواهيم كه تابع دنيا باشد. يعنى آدمى در آخرت سعادتمند است كه در اين دنيا موفق باشد، اين است مفاد اصلى آن پروتستانتيسم. اگر دنياى من آباد بود، معلوم مىشود كه خدا مرا دوست دارد و لذا به تبع، دنياى ديگرم هم آباد خواهد بود...» (٢٩)
انسانها، در دنياى جديد ترجيح مىدهند كه به پرسشهاى جدى و بنيادين هستى نينديشند. پرسش هايى كه پاسخ به آنها، ممكن است خوش گذرانى در دنيا را به خطر اندازد
(٢٨) اخلاق خدايان، ص ٤٤.
(٢٩) مدارا و مديريت، ص ١٨٩.