فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٢ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
اينها براى حفظ و صيانت از حضور و توجه قلبى نمازگزار است، و خود آن نبايد سبب اعراض و دورى از نماز و روح آن شود.
در روايتى ديگر مرحوم حميرى در قرب الاسناد از حسن بن ظريف از حسين بن علوان از امام صادق(ع) از پدر بزرگوارش نقل مىكند كه على(ع) در جواب سؤال از عبور چيزهايى مثل زن و سگ و الاغ از جلوى نماز گزار، فرمود: نماز را چيزى قطع نمىكند و لكن آن مقدار كه مىتوانيد دفع كنيد. نماز عظيمتر از آن است! (١٢٧)
عظمت نماز اقتضا مىكند كه به عبور، چيزى قطع نشود و باطل نگردد و يا اين كه آن مقدار كه در توان است، عبور كننده دور شود. توهّم قطع نماز ناشى از عدم معرفت به عظمت نماز است. عدم نهى ودفع ائمه(ع) از عبور عابر، منافاتى با امرايشان به دفع در سائر روايات ندارد، چنان كه با آنچه از پيامبر نقل شده است(كه با اشاره دست مانع عبور عابر مىشد) منافات ندارد.
از پيامبر(ص) نيز امر به «درأ المارّ» وارد شده ودفع به اشاره هم نقل شده است، اما عدم نهى و انكار عابر نيز نقل شده است، كه روايات آن را از ابن عباس در مسأله حكم عبور نقل كرديم، چنان كه انكار كسى كه عابر را نهى كرد، نيز نقل شده است، مانند انكار حضرت بر عمر كه عابر را صدا زد و گفت: عقب برگرد، گرچه انكار از جهت تكلم در نماز است، ولى برخى مراتب نهى و «ردأ» را انكار مىكنند، و يا انكار حضرت بر عياش بن ربيعه كه هنگام عبور الاغ، سبحان اللّه گفت و گمان كرد عبور او قاطع نماز است. (١٢٨)
از ائمه اهل البيت(ع) نيز امر به وضع ستره و درأ و دفع روايت شده، ولى از طرفى چون توهّم نوعى شدت و لزوم در مسأله در زمان آنان شايع شده بود، بر آنان بود با فعل و قول، خطاى اين توهّم را آشكار سازند، و وجه صحيح اين آداب را براى مردم روشن نمايند، بدين ترتيب عدم صحت برخى روايات منقول از پيامبر و يا كج فهمىها را آشكار كنند.
(١٢٧) همان، ص١٣٦.
(١٢٨) سنن بيهقى، ج٢، ص٢٧٧.