فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٢ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
در پايان اين بخش، بيان اين نكته، خالى از لطف نيست كه گاهى روشنفكر دينى براى رسيدن به برخى از اهداف ديگرش، همچون كاستن نقش دين در صحنههاى گوناگون حيات بشرى(دين حداقلى) كه با انديشه انسان متجدد هماهنگ است، ترجيح مىدهد دين را حقيقتى اسطورهاى و راز آلود معرفى نمايد كه حضورش در عرصه دنيا و نقش آفرينى فعّال آن در زندگى فردى و اجتماعى بشر، سبب دگرگونى ماهيت راز آلود آن مىگردد و آن را به دينى دنيوى و مسخ شده تبديل مىنمايد!
«واژه ايدئولوژى كه همه شما آن را شنيدهايد و با آن آشنا هستيد دقيقاً متعلّق به همين جهان و گفتمان همين انسان است. يعنى انسان تصرّف جو و تغيير پسند. ايدئولوژى دين بشر جديد است ؛ دينى كه به انسان جديد اراده معطوف به تغيير مىبخشد. اين معناى دقيق ايدئولوژى است. حال آنكه ديانت، ايدئولوژى انسان كهن بود كه به آدمى نقش تماشاگرى و تفسير كنندگى را در عالم مىبخشيد و به او بندگى را القا مىكرد. اينكه گفته مىشود دين را نمىتوان ايدئولوژى كرد سخنى نيست كه از سر تسامح و بى دقّتى ادا شده باشد و بايد معناى دقيق آن را يافت. دين محور و قائمه جهان ما قبل مدرن است. مجموعهاى راز آلود است براى معرفى و تفسير جهانى كه قدسيّت و راز هاله وار، دورا دور آن را فرا گرفته است. اما ايدئولوژى يك مرام راز زداست براى جهانى و انسانى كه راز زدايى شده است و به جاى تماشاگرى و منفعل نشستن، اراده معطوف به تغيير در آن فربه و برجسته شده است. پيداست كه دين نمىتواند ايدئولوژى بشود». (٨٧)
ستيز ميان تعقّل و تعبّد به وضوح در بيشتر آراء و انديشههاى مرتبط با فقه
(٨٧) آيين شهريارى، ص ٢٠. سروش در آثار ديگرش همچون كتاب «فربهتر از ايدئولوژى» به تفصيل به بيان ثنافى و تفاوت دين و ايدئولوژى پرداخته است. ما نيز در فصلهاى بعدى، متعرض مباحث «كاهش سهم دين»، «دين حداقلى و حداكثرى» و «دين و ايدئولوژى» خواهيم شد.