فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
ابوحاتم مىگويد:
حديثش نوشته مىشود، ولى به احاديث او استناد نمىشود. بخارى در مورد او مىگويد:
وى از جمله كسانى نيست كه به حافظهاش اعتماد شود... در مدينه شاگردى جز موسى زمعىّ از او شناخته شده نيست كه رواياتى از او نقل شده كه تعدادى از آنها مضطرب است.
دارقطنى در مورد او مىگويد:
ضعيف است و متهم به قدرى بودن است.
احمد بن عدى مىگويد:
در احاديث او چيزهايى وجود دارد كه مورد قبول نيست و پيروى نمىشود. (٤١)
٢. محمد بن خالدبن عبداللّه واسطى(١٥٠ـ٢٤٠هـ)
جمال الدين مزى او را چنين معرفى مىكند:
ابن معين مىگويد: شخص مهمى نيست و روايت از پدرش نادرست است. ابوحاتم مىگويد: از يحيى بن معين در مورد او پرسيدم، در پاسخ گفت: مردى بد و بسيار دروغگوست...، و روايات غير معروفى را نقل كرده است.
ابو عثمان، سعيد بن عمرو بردعى مىگويد:
از ابا زرعه در باره محمد بن خالد پرسيدم، در جواب گفت: مرد بدى است.
ابن حبان اين فرد را در كتاب ثقاتش نام برده و در باره او گفته:
خطا و تناقض گويى مىكند. (٤٢)
شوكانى پس از نقل روايت اذان از او مىگويد:
اسناد او بسيار ضعيف است. (٤٣)
(٤١) تهذيب الكمال، ج١٦، ص٥١٩، شماره٣٧٥٥.
(٤٢) همان، ج٢٥، ص١٣٩، شماره٥١٧٨.
(٤٣) شوكانى، نيل الاوطار، ج٢، ص٣٧ـ٣٨.