فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
١. محمد بن اسحاق بن يسار؛
٢. محمد بن حارث تيمى؛
٣. عبداللّه بن زيد.
در جرح دو نفر اوّل پيش تر سخن گفتيم و نيز گفتيم همه آنچه را اين دو فرد از سوم روايت كرده، منقطع است. با اين بيان، ضعف سند روايت ششم هم روشن مىشود. آنچه نقل شد، رواياتى بود كه در «سنن» آمده است. اما در غير اين كتب نيز رواياتى در مورد كيفيت تشريع اذان وارد شده كه در اينجا رواياتى را كه احمد بن حنبل، دارمى و دارقطنى در مسانيد خود، و امام مالك در موطأ و ابن سعد در طبقات و بيهقى در سنن نقل كردهاند، ذكر مىكنيم:
پيش از اين از حاكم نقل كرديم كه بخارى و مسلم، حديث عبداللّه بن زيد را به دليل اختلاف ناقلينى كه در سلسله سند اين حديث وجود دارد، نقل نكردهاند. از صاحبان كتب ششگانه هم، فقط ابو داود، ترمذى و ابن ماجه، آن را نقل كردهاند. همچنان كه گفتيم هم در مضامين اين نقلها تناقض وجود دارد و هم سندهاى آنها دچار ضعف است. اينك به بررسى رواياتى مىپردازيم كه در ديگر منابع روايى اهل سنت كه از نظر اتقان و صحت در درجه بعد از كتب ششگانه قرار دارند است، نقل شده است:
الف) روايت مسند احمد بن حنبل
احمد بن حنبل، روايت اذان را در مسندش با سه سلسله سند از عبداللّه بن زيد نقل كرده است. (٤٤)
در سند اوّل، زيد بن حباب بن ريان تميمى(متوفّى ٢٠٣ هـ) وجود دارد. علماى رجال او را به كثرت خطا در نقل، وصف كردهاند. وى احاديثى را كه به لحاظ سند غريب
(٤٤) امام احمد حنبل، المسند، ج٤، ص٤٢ـ٤٣.