فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
است، از سفيان ثورى نقل كرده است. ابن معين در اين زمينه گفته است: احاديثى كه او از سفيان نقل كرده، مقلوبه است.
همچنين در سند اوّل عبداللّه بن محمد بن عبداللّه بن زيد بن عبدربه وجود دارد كه از او در صحاح و مسانيد حديثى جز همين يك حديث وجود ندارد. اين روايت را نواده عبداللّه بن زيد نقل كرده كه متضمن فضيلتى براى خاندان اوست و به همين جهت چندان مورد اعتماد نيست.
سند روايت دوم بر محمد بن اسحاق بن يسار مشتمل است كه پيش تر راجع به آن بحث كرديم.
در سند روايت سوم علاوه بر محمد بن اسحاق، محمد بن ابراهيم حارث تيمى وجود دارد و منتهى مىشود به عبداللّه بن زيد و او بسيار قليل الحديث است.
در روايت دوم پس از ذكر رؤيا و تعليم اذان به بلال آمده است:
بلال نزد پيامبر آمد و ديد كه او خواب است، با صداى بلند فرياد زد: «
همين عبارات در ضعف اين روايت كفايت مىكند.
ب) روايت مسند دارمى
دارمى در مسندش ماجراى رؤياى اذان را با سندهاى مختلف ذكر كرده كه همگى ضعيفند. در اينجا فقط سندهاى مسند دارمى رانقل مىكنيم:
١. از محمد بن حميد از سلمه از محمد بن اسحق نقل شده است: وقتى رسول خدا(ص) وارد مدينه شد... .
٢. همان سند قبلى با اين تفاوت كه پس از محمد بن اسحاق آمده است: اين حديث را محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى از محمد بن عبداللّه بن زيدبن عبدربّه از پدرش نقل كرده است.
٣. از محمد بن يحيى، از يعقوب بن ابراهيم بن سعد، از پدرش از ابن اسحاق... باقى سند عين همان است كه در سند روايت دوم آمده است. (٤٥)
(٤٥) دارمى، السنن، ج١، ص٢٦٨ـ ٢٦٩، باب «بدء الاذان».