فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٦ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
خاصى را نمىگيرد. و تنها به عقل و مشاورت عقلانى تكيه مىكند(راسيوناليسم) و سياست، اقتصاد، تربيت و اخلاق را از علم و انسان وام مىكند و نه از عقيده و وحى. بدين رو، يك جامعه دينى شده و ملتزم به شريعتى خاص، منطقاً به هيچ رو با اصول و فروع ليبراليسم، سازش ندارد... به معنا يى كه آمد هيچ ديندارى نمىتواند ليبرال باشد». (٤٩)
«سكولاريسم، ضد مذهب نيست، ولى اين سخن بايد درست فهميده بشود. ضد مذهب نيست، اما بدتر از ضد مذهب است! براى اين كه رقيب و جانشين مذهب است و جاى او را درست پر مىكند. در اين جا، ضد به معناى دشمن نيست، چون گفتيم كه سكولاريسم دشمن مذهب نيست و در پى برانداختن آن نيست؛ اما ضدّيت كه هميشه نوعى براندازى نيست اگر شما چيزى را بياوريد كه بتواند جاى چيز ديگرى را به تمام و كمال پر كند، آن گاه او را بيرون خواهد كرد. چه ضدّيتى از اين بالاتر!...». (٥٠)
«تمدن مغرب زمين دربهره بردارى افراطى از طبيعت، اكنون به پرخورى مهلك افتاده است و از طرف ديگر بى مهرى اكيدى كه نسبت به دين و معنويت ورزيده است. و اكنون آن افراط و اين بى مهرى، انتقام خود را مىگيرد. اينان جلوى گزافه گويىها و گزافه كارىهاى روحانيون را گرفتند، اما حقيقت دين، چيزى نبود كه در بست در اختيار روحانيان باشد، بشر امروز به اين نياز و به اين خلأ خوب پى برده است. بى سبب نيست كه اين عصر را عصر حسرت ناميدهاند. آدميان در حسرت يك جو ايمان اند.» (٥١)
توجه به اين نكته ضرورى است كه اگر چه غرب، خاستگاه اصلى انديشه مدرنيسم و سكولاريسم به شمار مىآيد، ولى اين طور نيست كه انديشه مزبور، بدون هيچ چالش و
(٤٩) رازدانى و روشنفكرى، ص١٤٦.
(٥٠) سروش، عبدالكريم، سنت و سكولاريسم،ص ٩٢.
(٥١) فربه تر از ايدئولوژى، ص٣٣٣.