فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٧ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
با فراز و فرودهايى همراه بوده است؛ ولى هيچ گاه نتوانسته، همانند ساير مؤلّفههاى عام مدرنيته(اومانيسم و سكولاريسم) فراگير شود.
نتيجه آن كه روشنفكران دينى، عقل مدرن را عقلى ابزارى، سكولار، اسير خواستههاى نفس، بيگانه از عقل شهودى و شكّاك نسبت به حقايق تاريخى، معرفى مىنمايند. چنين عقلانيتى، هيچ سازگارى با باورها و آموزههاى اديان ابراهيمى ـ به خصوص اسلام ـ ندارد و داعيه آشتى ميان آنها، ادعاى بيهودهاى است كه اثبات آن، هزينهاى جز محو دين نخواهد داشت.
٢ ـ دنياگرايى (٢٤)
سكولاريسم كه در فارسى به «دنيوى يا عرفى شدن» ترجمه مىشود، (٢٥) از مهمترين تحولات انسان متجدد به شمار مىرود بلكه مىتوان ادعا كرد كه ريشه روانى ساير مؤلفههاى عصر جديد، دنيا محورى است.
«سكولاريسم عبارت شد از توجه كردن به اين عالم ماده و چشم برگرفتن از مراتب ديگر وجود؛ مراتبى كه وراى اين حيات تنگ مادى قرار دارد. و اين چشم برگرفتن در دو جا تحقق پيدا مىكند: يكى در انديشههاى ما و ديگرى در انگيزههاى ما. يعنى اين انسان دانستنىهاى خود را منحصر مىكند به آنچه در اين عالم ماده مىشود ديد و خواند؛ اين مىشود سكولاريسم در انديشه از آن طرف، انگيزههاى ماهم اگر سكولار بشود بدين معناست كه انسان، فقط براى همين حيات و براى همين معيشت دنيوى و همين دنيا جوش بزند و تمام تلاش خود را معطوف به اين امر بكند و به چيز ديگرى نينديشد و براى جاى ديگرى كارى نكند و حساب ديگرى در زندگى و در عمل و در ذهن خودش براى هيچ
(٢٤) Secularism.
(٢٥) شجاعى زند، عليرضا، عرفى شدن در تجربه مسيحى و اسلامى، انتشارات باز، چاپ اوّل، تهران ١٣٨١،ص٥٦.