فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٧ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
مخالفتى، تمامى بسترهاى زندگى فردى و اجتماعى انسان غربى را تسخير نموده باشد. تجدد خواهى در غرب از هنگام پيدايش خود(در آغاز عصر روشنگرى) پيوسته در حال ستيز با سنت و دين بوده است. و اين نزاع طولانى، تاكنون نيز ادامه يافته است هر چند كه سنّت و آيين مسيحيت ـ طى اين جدال طولانى ـ پيوسته به عقب نشينى تن داده و سرزمينهاى وسيعى از امپراطورى پر قدرت و بى رقيب خود در قرون وسطى را به خصم خويش واگذار كرده است، اما تجدد خواهى، هنوز نتوانسته سنت و دين را به طور كامل، از صحنه زندگى انسان غربى خارج سازد يا آن را مسخ نمايد و همه سرزمينهاى اين دولت ضعيف را فتح كند. از اين روست كه نشانههاى ديندارى در جهان غرب همچنان به چشم مىخورد و حتى بنابر بعضى از آمارها روبه افزايش است. البته اين وضعيت در كشورهاى گوناگون غربى به علل و عوامل مختلف متفاوت است.
«اگر تجدد به معناى دقيق اين واژه تحقق يابد، البته، نه تعبدگرايى و نه اسطوره سازى دارد. بلكه ماهيتاً وجوهراً با تعبد گرايى و اسطوره سازى ناسازگارى دارد. اما، همان طور كه در جواب سؤال سوم گفته شد، كمتر انسانى دقيقاً و كاملاً متجدد است و بنابراين، كاملاً امكان دارد كه انسان هايى كه وجه غالب شخصيت شان تجدد است هنوز رسوباتى از طرز تفكر سنتى نيز در ذهن و ضميرشان برجاى مانده باشد. اين انسانها، به همين سبب، مىتوانند تعبّديات و اسطوره هايى هم داشته باشند، كه اگر چه با روح تجدّد ناسازگار است، اما به هر حال، در جامعه و تمدّنى كه خود را متجدّد مىانگارد مجال بروز و ظهور مىيابد... اتفاقاً، به گمان من، لااقل تاكنون، جامعه متجدد غربى از اين تعبد گرايىها و اسطوره سازىها، به هيچ وجه، عارى و فارغ نبوده است، و اين سخن، البته جز به اين معنا نيست كه اين جامعه هنوز چنان كه بايد و شايد متجدّد نشده است.» (٥٢)
پس، ادامه حيات دينى در غرب، نشانگر امكان جمع منطقى، بين مقوله مدرنيته با دين نيست، بلكه شاهدى بر ادامه جدال ديرينه ميان اين دو مقوله در حوزههاى فردى و جمعى
(٥٢) ملكيان، مصطفى. نقد و نظر١٩، ص١٨.