فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣١ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
«اما در باب سياسات مطلب به كلى عوض مىشود. چنين به نظر مىرسد كه در اين باب بستر عقلايى حركت فقهى در موارد عمدهاى مخدوش شده است و اغلب فتاوا و نظريات فقهى باب سياسات در عصر حاضر توجيه عقلايى ندارد و موجب تقويت مصالح شرعى و عقلايى مسلمانان مىشود...». (٨٥)
آنان مىكوشند در عرصههاى ديگر دانش دين نيز، تا حد امكان، ارتباط آموزههاى دينى را با جهان غيب قطع كنند و به آن چهرهاى عقل پسند بدهند، تا جايى كه مىتوان با يافتن بهانهاى از پذيرش پيام غيبى معتبرى خود دارى نمود:
«وقتى پاى استدلال و تمسك به قواعد به ميان بيايد، رابطه سخن با وحى بريده خواهد شد و آن سخن با ترازوى دليل و برهان توزين خواهد شد. براى مثال در نهج البلاغه آمده است كه زنان هم نصيبشان(سهم ارث شان) كم است، هم ايمانشان كم است، هم عقلشان كم است. دلائلى هم براى اين مدعيات مطرح شده و سپس نتايجى از آنها گرفته شده است. حال سخن ما اين است كه وقتى در كلام دليل مىآيد، رابطه كلام با شخص و شخصيت گوينده قطع مىشود. ما مىمانيم و دليلى كه براى سخن آمده است. اگردليل قانع كننده باشد، مدعا را مىپذيريم واگر نباشد، نمىپذيريم. ديگر مهم نيست كه استدلال كننده على(ع) باشد يا ديگرى. از اين پس، دليل پشتوانه سخن است نه گوينده صاحب كرامت آن». (٨٦)
(٨٤) گفتارى را عمداً ناديده مىانگارد تا بتواند به نتيجه مطلوب ـ كه همان تحميل انديشه انسان مدرن بر دين است ـ نائل آيد. جالب اينجاست كه حتى بحث نگاه تاريخى به متون هم كه در واقع بايد با هدف نزديك شدن به فضاى حاكم در زمان صدور متن و فهم بهتر مراد گوينده شكل گيرد، در نگاه روشنفكر دينى با پيش داورى انگيزه سلب جاودانگى از محتواى متن و زمينه سازى براى عصرى نمودن دين مطرح مىشود.
(٨٥) نقدى بر قرائت رسمى از دين، ص ١٦٨.
(٨٦) بسط تجربه نبوى، ص١٣٥، و نيز: سياست نامه، ص ٣٦٠ و آيين شهريارى، ص ١٣٦.