فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٧ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
اسماعيل بن عبدالملك بن ابى محذوره. او مىگويد: از جدم عبدالملك بن ابى محذوره شنيدم كه مىگفت از ابو محذوره شنيده است كه رسول خدا به او اذان را حرف به حرف تلقين كرده است ـ تا آنجا كه مىگويد ـ در اذان نماز صبح مىگفت:
ابراهيم بن اسماعيل يك روايت دارد كه (٨٠) ، احتمال منقطع بودن سند آن وجود دارد، خود او نيز توثيق نشده است.
١٢. دارقطنى سه روايت از انس و عمر بدون اينكه آنها را به پيامبر(ص) نسبت دهد، نقل مىكند كه نشان مىدهند تثويب در اذان، سنت بوده است. (٨١)
١٣. روايت ديگر دارقطنى دلالت دارد كه پيامبر بلال را به تثويب امر كرده، اما سند اين روايت منقطع است. اين روايت را عبدالرحمن بن ابى ليلى از بلال نقل كرده و به دليل وجود عبدالرحمن بن حسن در سند آن، ضعيف است. ابوحاتم در باره عبدالرحمن بن حسن گفته است كه: حديث او قابل استناد نيست. ديگران او را ملايم معرفى كردهاند. (٨٣)
١٤. دارقطنى روايت ديگرى نيز نقل كرده كه دلالت دارد بر اعلام قبل از اذان به هر شكلى. اين روايت علاوه بر اينكه برخى راويان سلسله سند آن تضعيف شدهاند، خارج از مقصود است. (٨٤)
١٥. دارمى با سندى كه به زهرى از حفص بن عمر بن سعد مؤذّن منتهى مىشود روايت مىكند كه حفص گفت: خانوادهام به من خبر دادند كه بلال نزد رسول خدا(ص) آمد تا فرا رسيدن نماز صبح را به او خبر دهد. به او گفتند كه رسول خدا(ص) خواب است، پس بلال با صداى بلند ندا سر داد: «
(٧٩) همان، شماره ٥٠٤.
(٨٠) جمال الدين مزى، تهذيب الكمال، ج٢، ص٤٤، شماره١٤٧.
(٨١) دارقطنى، السنن، ج١، ص٢٤٣، شماره ٤١.
(٨٢) همان، شماره ٤١.
(٨٣) ميزان الاعتدال، ج٢، ص٥٥٦، شماره ٤٨٥١.
(٨٤) دارقطنى، السنن، ج١، ص٢٤٤ـ٢٤٥، شماره ٤٨، ٥١، ٥٢ و ٥٣.
(٨٥) دارمى، السنن، ج١، ص٢٧٠، باب «التثويب في أذان الفجر».