فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٣ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه(١) مسعود امامى
قانونها ساخته و پرداخته خودشان باشد. اگر كسى آمد و گفت كه من از طرف خداوند منصوب شدهام و منتخب شما نيستم و از جانب خداوند برايتان قانون آوردهام، به هيچ وجه زير بار نمىروند، چرا كه اينها هيچ يك مصنوع آنان نيستند. ما آدميان آمادهايم كه فرمان كسى را ببريم و در برابر ديگرى تعظيم كنيم به شرط آن كه نخست خودمان گفته باشيم كه آن شخص واجب التعظيم است. حاضريم كه براى رعايت قانون سرببازيم به شرط آنكه آن قانون، قانون خودمان باشد. اگر گفته شود كه خداوند اين قانون را فرو فرستاده است، ديگر زير بار آن نمىرويم. يكى از دلايل روانى اين امر همان است كه نزد انسان آنچه مصنوع ديگرى است شيرين نيست. انسان حاضر است به مصنوع خود عشق بورزد، حتى آن را بيش از آن چه هست، بپندارد، فقط به اين دليل كه ساخته خود اوست. و همين امر، چه انحرافات عظيم كه در ما پديد نياورده است چرا كه از خود خواهى ريشه مىگيرد.» (٣٧)
از نظر روشنفكر دينى، بنياد انديشه انسان متجدد، فرار از بندگى خداوند و تن دادن به بندگى نفس است. چنين انسانى هر چند به ظاهر، خود را ديندار و با ايمان بداند ولى حقيقت و باطن او با شرك و الحاد آميخته شده است.
٤ ـ آزادى خواهى (٣٨)
ليبراليسم، جلوه فراگير ديگرى از فرهنگ غرب است. در اين تئورى رهايى انسان از همه قيد و بندهاى عملى و نظرى، نويد داده مىشود. ولى انسان شناخته شده در اين مكتب، تنها همين موجود مادى با غرايز، عواطف و شهوات اوست. (٣٩) در اين انديشه، فرد اصالت دارد و لذت ـ كه امر فردى است ـ هدف و غايت انسان معرفى مىشود. از اين
(٣٧) حكمت و معيشت، ص١٠٣.
(٣٨) Liberalism.
(٣٩) رازدانى و روشنفكرى، ص ١٤١.