فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
«
تا غذا نخوردهاى، در جلسه قضاوت منشين».
از طريق عامه از رسول خدا روايت شده:
«
اگر خشمناك و غصه دار است و مصيبتى بدو رسيده كه غمناك است، قضاوت نكند».
در حديث ديگر است:
«
قضاوت نكند مگر آن كه سير و سيراب باشد».
ظاهر روايات بلكه تصريح آنها حرمت و عدم جواز قضاوت در حالات مزبور است، زيرا با «نون ثقيله» مؤكداً نهى شده، نيز اصل نهى از رسول خدا و امام على است. مقتضاى شأن قضا نيز همين است؛ زيرا خشم، آدمى را از دقت و درنگ و سلامت فكر در حال انشاى رأى باز مىدارد، در حالى كه حكم متوقف برآن است كه انسان بر خود مسلّط بوده، بر جوانب حكم اِشراف و آگاهى داشته باشد، تا بتواند از لغزش و خطا مصون بماند. همين اقتضاى شأن قضاوت، منشاء تسرى اين نهى به حالات ديگر است ـ گرچه در روايات باب نيامده ـ مانند محصور بودن يا غلبه خواب بر قاضى، يا حتى درد و ملالت يا غم و شادى، زيرا در اين حالات نيز انسان ايمن از لغزش و خطا نيست، گذشته از خطاى متعارفى كه هميشه با آدمى است كه دچار سهو و نسيان است. ممكن است گفته شود اين حكم، در اين جا به تناسب حكم و موضوع، مستنبط العله است، ـ اگر نگوييم منصوص
(٤٣) همان، ح٣، محشى مىگويد: در جوامع حديثى عامه و خاصه، اين حديث را نيافتم اما صدوق روايتى را بدين مضمون نقل كرده كه امير مؤمنان به شريح فرمود: «ايّاك أن تجلس مجلس القضاء حتّى تطعم شيئاً؛ مبادا تاچيزى نخوردهاى، در جلسه قضاوت بنشينى» من لايحضره، ج٣، ص٥، ح٣٢٤٣.
(٤٤) به نقل از صاحب جواهر و مسالك الأفهام.
(٤٥) سنن بيهقى، ج١٠، ص١٠٦.