فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
چون قضاوت ايشان بر حسب علم غيب و پيامبرى نبود، بلكه چنان بود كه خود فرمود:
«
همانا ميان شما با بيّنه و قَسم و قضاوت مىكنم و برخى از شما از ديگران، بهتر حجّت و دليلش را بيان مىكند اما هركسى به واسطه حكم من از مال برادرش، چيزى را تصاحب كند، بدان اندازه، از آتش جهنم را نصيب خود كرده است».
پس حق آن است كه حالاتى كه انسان را در وضع خاص و غير عادى قرار مىدهد و انديشهاش را از دقت و درستى باز مىدارد و احتمال خطا را افزايش مىدهد، قضاوت در آن حالات شديداً مكروه و ناپسند بوده و سزاوار است از آن دورى شود. بدترين حالات براى قضاوت، خشم است، بنابراين هر غم و شادى يا گرسنگى و تشنگى، كراهت ندارد، مگر چنان شديد باشد كه همپايه خشم گردد. و گرنه انسان به واسطه نعمت هايى كه خدا بدو داده مىدهد يا از او مىگيرد، بدون شادى و غم نيست، گاه مصيبتى بدو مىرسد و غمناك مىشود و گاه توفيقى مىيابد و خوشحال مىگردد. دنيا سرايى پر از بلا و گرفتارى است و قاضى در همين سرا و جامعه زندگى مىكند و هر چه را ديگران در زندگى بدان مبتلايند، وى نيز بدان گرفتار است.
روشن است مقصود خريد و فروش در جلسه قضاوت و حكم نيست، بلكه بدان معناست كه خريد و فروش نيازهاى متعارف خود را از بازار شهرى كه مىدانند وى قاضى آن شهر است، خود انجام ندهد، و از كسبهاى كه مىشناسد، مثل نانوا و بقال و عطّار شخصا خريد نكند. شايد ملاك اين حكم ـ به تناسب حكم و موضوع ـ آن باشد كه فروشنده يا مشترى، مراعات قاضى را در قيمت مىكنند، و به وى ارزانتر از نرخى بدهند كه با ديگران حساب مىكنند، چون از قاضى مىترسند يا طمع و اميدى به وى دارند، به ويژه
(٤٧) كافى، ج٧، ص٤١٤، ح١.