فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٩ - تشريع و فصول اذان در پرتو كتاب و سنت جعفر سبحانى
ليلى از او روايت كردهاند، در حالى كه هيچ يك او را نديدهاند. (٤٩)
ابن سعد همين روايت را با سند ديگرى نيز نقل كرده است: احمد بن محمد بن وليد ازرقى از مسلم بن خالد از عبدالرحيم ابن عمر از ابن شهاب، از سالم بن عبداللّه بن عمر از عبداللّه بن عمر نقل كرده: رسول خدا خواست نشانهاى براى جمع شدن مردم در نماز قرار دهد... تا اينكه مردى از انصار كه به او عبداللّه بن زيد مىگفتند، رؤياى اذان را ديد، عمر بن خطاب هم در همان شب چنان رؤيايى ديد... ـ تا آنجا كه مىگويد ـ بلال در اذان نماز صبح، عبارت «
سند اين روايت مشتمل است بر:
١. مسلم بن خالد بن قرقره كه به او ابن جرحه نيز گفته مىشود. يحيى بن معين او را تضعيف كرده است. على بن مدينى در حق او گفته: قابل اعتنا نيست. بخارى گفته است: احاديث او درست نيست، نسايى هم در حق او گفته: قوى نيست. ابو حاتم در باره او گفته: چندان قوى نيست، احاديث او درست نيست، حديثش نوشته مىشود، اما به آن استناد نمىشود، احاديث درست و نادرست دارد. (٥٠)
٢. محمد بن مسلم بن عبيداللّه بن عبداللّه بن شهاب زهرى مدنى(٥١ ـ ١٢٣ هـ) انس بن عياض از عبيداللّه بن عمر نقل كرده است:
زهرى را مىديدم كه كتابى برايش مىآوردند كه نه آن را مىخواند و نه برايش مىخواندند و به او مىگفتند: اين را از تو روايت كنيم؟ در پاسخ مىگفت: آرى!
ابراهيم بن ابى سفيان قيسرانى از قول فريابى مىگويد:
از سفيان ثورى شنيدم كه مىگفت: نزد زهرى آمدم و با من سنگين برخورد كرد. به او گفتم: اگر نزد بزرگان ما بيايى با تو چنين مىكنند، چه مىكنى؟ گفت:
(٤٩) سير اعلام النبلاء، ج٢، ص٣٧٦، شماره ٧٩؛ درمقام دوم، تفصيل اين مطلب به طور كامل خواهد آمد.
(٥٠) تهذيب الكمال، ج٢٧، ص٥٠٨، شماره ٥٩٢٥.