فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٦ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
«نماز انسان را نه زن و نه سگ و نه الاغ قطع نمىكند اما دفع كن آن مقدار كه مىتوانى». (١٤٢)
اين حديث، تصريح به عدم قاطعيت عبور اين سه است، و مراد از عمومات را نيز روشن مىكند و اين كه آنها به اين سه امر تخصيص نخوردهاند.
حضرت مشغول اقامه جماعت بود كه الاغى از مقابل نمازگزاران عبور كرد، عياش بن ربيعه گفت: سبحان اللّه، سبحان اللّه، وقتى رسول اللّه(ص) سلام داد فرمود: چه كسى سبحان اللّه گفت، عياش گفت: من، اى رسول خدا، شنيدم كه الاغ نماز را قطع مىكند، حضرت فرمود: نماز را هيچ چيز قطع نمىكند. (١٤٣)
از اين روايت معلوم مىشود كه توهّم بطلان نماز به عبور چيزهايى مثل الاغ درزمان حضرت نيز وجود داشته است و عدهاى به آن لب گشودهاند و برخى هم آن را شنيده و در حضور پيامبر بر آن ترتيب اثر دادهاند. همين امر كافى است تا در اخذ اقوال صحابه و اعتماد بر آن به نحو مطلق نتوان ملتزم شد و آن را كاشف از قول پيامبر يا روح دين دانست. همچنين نفى مطلوب و نسبت به هر شيئى، با اين كه توهّم در موردى خاص بوده است، آن طور كه گفتهاند، دلالت مىكند بر اباى عام از تخصيص. هيچ وجهى ندارد كه غير الاغ(مثل سگ) قاطع باشد، ولى حضرت چنين عمومى را بفرمايند.
پيامبر(ص) در نماز ايستاده بود كه گوسفندى رفت تا از مقابل حضرت عبور كند، حضرت آن را گرفت و به ديوار چسباند(و مانع عبور شد) سپس فرمود: نماز را هيچ چيز قطع نمىكند اما دفع كنيد هر مقدار كه مىتوانيد. (١٤٤)
از آنجا كه دفع گوسفند موهم اين بود كه عبور حيوان مبطل است، حضرت متصدى بيان حكم واقعى شريعت در اين مسأله شد، و آن را عام بيان كرد. اگر عبور حيوانى مثل سگ و الاغ، نماز را قطع مىكرد، اهمال ذكر آن نيكو نبود، چرا كه حضرت در مقام بيان تمام حكم شريعت در موضوع بود، نه فقط بيان حكم گوسفند. ظاهر چنين عامى با توجه به توهمى كه از فعل حضرت يا گفتههاى ديگران پديد مىآيد، اين است كه نماز فوق آن است كه با عبور شيئى از مقابل نمازگزار باطل شود.
(١٤٢) همان، ج١، ص٣٦٩.
(١٤٣) همان، ج٢، ص٣٦٧؛ سنن بيهقى، ج٢، ص٢٧٧.
(١٤٤) مجمع الزوائد، ج٢، ص٦٢؛ المعجم الاوسط، طبرانى.