فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٧ - عبور از مقابل نمازگزار پژوهشى به شيوه فقه مقارن (پژوهشى به شيوه فقه مقارن) امير رحمانى
و أنا غلام أسعى حتّى مروتُ بينه و بينها فقال: قطع صلاتنا قطع اللّه أثره، فما قمتُ عليها إلى يومي هذا». (٦٦)
طبق اين نقل او پسر بچهاى بوده كه ميان حضرت و درختى كه ستره ايشان بوده، حركت كرده است.
اشاره استدلال به روايت:
روايت سنداً و متناً مخدوش است. از نظر سند، به خاطر مجهول بودن راوى يعنى يزيدبن نمران، حال روايت شدهاند، به اين مسأله اشاره كردهاند. روشن نيست كه سعيد اسم غلام است يا اسم راوى، ابن عساكر مىگويد:
گفته شده است كه اسم او سعيد است و گفته شده: خير، بلكه سعيد كسى است كه از غلام روايت مىكند. (٦٧)
ذهبى در ميزان الاعتدال مىگويد: «سعيد مولى نمران عن مولاه يزيدبن نمران، مجاهيل».
نسبت به سند روايت اخير، ذهبى مىگويد:
«سعيد بن غزوان از پدرش، نمىدانم آن دو كيستند و نه آن شخص فلج را مىشناسم و عبدالحق و ابن القطان گفتهاند كه سند روايت ضعيف است، و مىافزايد: گمان مىكنم اين روايت مجعول باشد». (٦٨)
واضح است كه روايت از نظر سندى به هيچ وجه قابل استدلال نيست.
از نظر متن نيز روايت مضمونى بسيار سخيف دارد، چرا كه طبق آن پيامبر(رحمة للعالمين) كسى را كه طبق برخى نقلها پسر بچهاى غير مكلف بيشتر نبوده، نفرين مىكند و باعث فلج شدن او مىشود! امرى كه با كفار عنود هم نمىكرد، بلكه بر كفرشان چنان اندوهگين مىشد كه خدا فرمود:
{لعلّك باخعٌ نفسك أن لايكونوا مؤمنين } .(٦٩)
(٦٦) همان، حديث ٧٠٧.
(٦٧) تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج٨٦، ص٢٢٤.
(٦٨) ميزان الاعتدال، ج٢، ص١٦٣، ترجمه شماره ٣٣٠٣.
(٦٩) سوره شعراء، آيه ٣.