فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - آداب قضاوت(١) محمد يزدى
باقى نمىماند. علت نخريدن امام از فروشندهاى كه ايشان را شناخت و احترام گذارد، دانسته نشده، محابات يا تخفيف و يا چيز ديگر فهميده نمىشود. به هر روى، ملاك كراهت، همان است كه بدان اشاره شد و حديث نيز آن را تأييد مىكند، از اين رو در زمان ما در شهرهاى مختلف، وضع همين طور است و قضات منصوب از طرف حكومت را عامه مردم نمىشناسند مگر كسى كه به دادگسترى مراجعه داشته باشد. اين وضع به ويژه درشهرهاى بزرگ مانند تهران و اصفهان و شيراز و تبريز... حتى در بسيارى از شهرهاى ديگر مصداق دارد. آرى شخصيتهاى مهم قضايى و مسئولان امور در بخشهاى مهم قوه قضائيه كه مردم از طريق راديو و تلويزيون يا از طريق نشستها و ديدارهايى كه با مردم داشتهاند، آنها را مىشناسند، مىبايد از خريد و فروش شخصى در خيابانها و بازارها و مقابل چشم ديگران دورى كنند. خلاصه آن كه حكمت اين ادب، همان دورى تا از اتهام و حفظ حقوق مردم در وقت مراجعه به دادگاه است گذشته از اين كه از جهت اخلاقى و روحى سزاوار نيست قاضى، خود به امور خود و ناچيز بپردازد.
روشن است انسان در زندگى اجتماعى و برخوردهايش با ديگران، گاه دچار اختلاف و نزاع مىشود، حتى با وجود برادرى و برخوردارى از نهايت صدق و راستى وصفا؛ علت آن است كه گاه وى(يا او و ديگرى) دچار فراموشى و اشتباه مىشوند و هر كدام معتقد است در موردى خاص به ويژه دربدهىها و مالكيت اموال، حق با وى است. در اين موقعها مىبايد اختلاف را حل كرده، حال يا با مصالحه و چشم پوشى يكى از آن دو يا هردو، يا باپذيرش حكم قاضى. قاضى براساس بينه و قَسَم علمى كه برآيند مجموع قرائن و شواهد و مسائل مربوطه است، حكم مىكند(البته اگر معتقد باشيم علم قاضى، معتبر و حجت است).
قاضى نيز انسانى مانند ديگر مردمان است كه بين آنان زندگى مىكند و طبق اصول و