فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - انـفـال غلامرضا رضوان آیت الله
زمينهاى ويران شده و بيابانها جز انفال بوده و ملك خدا و رسول است و هر آنچه ملك خدا است تعلق به پيامبر دارد كه هر جا مصحلت دانست آن را به كار مىبندد و پس از ايشان ملك امام است.
و نيز موثقه اسحاق بن عمار در تفسير على بن ابراهيم كه گويد: از امام صادق(ع) از انفال پرسيدم فرمود:
هى القرى التى قد خرجت و انجلى اهلها فهى لله و للرسول؛ (١٨)هر ديارى كه ويران شده و اهلش از آن كوچ كرده باشند، انفال بوده و ملك خدا و رسول است.
از آنچه كه در نقد روايت عياشى گفتيم، پاسخ روايت پيش از آن - روايت محمد بن مسلم - نيز به دست مىآيد به ويژه آنكه در سندش اسماعيل بن سهل آمده است. بر فرض كه با وجود ضعف سندى آن، تعارضش را با روايات معتبره پيشين بپذيريم، به استناد عموم كتاب و سنت، ترجيح با روايات معتبره اى است كه انفال را تنها ملك خدا و رسول دانسته نه ملك مردم و رسول، يا در مقام تعارض و تساقط هر دو دوسته از روايات، عموم كتاب و سنت مرجع است و بايد بدان رجوع كرد، پس ميان دو مبناى ياد شده در اين مساله، از جهت نتيجه تفاوتى وجود ندارد.
صاحب حدائق با توجيه دو روايت محمد بن مسلم و عياشى درصدد برآمده تعارض آن دو با روايت معتبره پيشين را برطرف سازد، مىگويد:
شايد اين دو روايت از روى تقيه صادر شده است، يا آنكه امام آن را از روى تفضل بين مردم تقسيم مىكند. (١٩)
چنين توجيهى مردود است زيرا هر در دو روايت عبارت و نصفها لرسول الله آمده كه نمى گذارد عبارت نصفها يقسم بين الناس بر تفضل از سوى امام(ع) حمل گردد.
ممكن است گفته شود مفاد آيه انفال دو روايت ياد شده را تاييد مىكند چه، مقتضاى
(١٨)همان، ٣٧١، ح٢٠.
(١٩)حدائق الناضره، ١٢/٤٧.