فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٤ - بحث تطبيقى پیرامون شرط علم در ثبوت حد زنا طوبى شاكرى گلپايگانى
تصديق نمىشوند و حد بر آنها جارى مىگردد؛ زيرا حرمت زنا بين مسلمانان شايع است.
ابن ادريس به روايات مخصصه توجه داشته با تصريح به كفايت علم نوعى موارد تخصيص را استثنا مىكند.
علامه حلى با توجهبهدرايت خاص وديد حكومتى منضبط و گسترده در كتاب مختلف الشيعه اين مسأله را به نقد گذاشته و در داورى بين شيخ طوسى و شيخ مفيد از يك طرف و ابن ادريس از طرف ديگر قول ابن ادريس را كه برواقع و ضرورتهاى عملى منطبق تر است، بر مىگزيند و كلام شيخ مفيد و شيخ طوسى را تأويل مىكند. ايشان بعد از بيان كلام شيخ طوسى و اشاره به كلام شيخ مفيد و ابن ادريس در تأييد قول ابن ادريس مىگويد:
و هو جيّد و كان مراد الشيخين و رحمها اللّه ذالك فلا منازعةهنا فى الحقيقه. (٢٩)
٢٩يعنى:اين سخن خوبى است ومراد شيخ طوسى وشيخ مفيد نيز همين معنا بوده است،از اين رو در حقيقت منازعهاى ميان اين دو قول وجود ندارد.
محقق در شرايع مىفرمايد:
يشترط فى تعلق الحد، العلم بالتحريم.
و در «مختصر النافع» در اين باره مىفرمايد:
يشترط فى ثبوت الحد البلوغ و العقل و العلم بالتحريم. (٣٠)
قطعاً نمىتوان ادعا كرد كه منظور محقق از شرط علم در ثبوت حد زنا علم نوعى است. بلكه ايشان درصدد بيان شرايط عام تكليف است و از عبارت ايشان به دست مىآيد كه بين علم شخصى و نوعى، تفاوت نگذاشتهاند.
شهيد در مسالك به مسأله، جنبه عموميت مىبخشد و آن را از انحصار نكاح با محارم خارج ساخته و قاعده فقهى به دست مىدهد كه ادعاى جهل نسبت به حكم زنا در هر مورد مسقط حد است. ايشان در اين باره چنين آورده است:
ضابط الشبهه المسقطه للحد توهم
(٢٩)مختلف الشيعه، ص٧٥٩.
(٣٠)المختصر النافع، ج١، ص٢١٣.