فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - بحث تطبيقى پیرامون شرط علم در ثبوت حد زنا طوبى شاكرى گلپايگانى
الرجل؟
فقال عمر: معضلة و ليس لها الا ابوالحسن: فقال ابوبكر: ادع لنا علياً،فقال عمر: يوتى الحكم في بيته. فقام و الرجل معهما و من حضرهما منالناس حتى اتوا اميرالمؤمنين(ع) فاخبراه بقصة الرجل و قصّ الرجل قصتّه فقال ابعثوا معه من يدور به على مجالس المهاجرين و الانصار و من كانتلاعليه آية التحريم فليشهد عليه. ففعلوا ذلك به فلم يشهد عليه احد بانهقرأ عليه آيةالتحريم فخلّى سبيله. فقال له: ان شربت بعدها اقمنا عليك الحد. (٩)
ابن بكير مىگويد:حضرت امام صادق(ع)فرمودند: در دوران خلافت ابو بكر شخصى شراب خورده بود، او را نزد ابوبكر آوردند. ابو بكر از او پرسيدآيا شراب خوردى. گفت: من مسلمان شدهام و منزلم در بين قومى است كه شراب مىخورند و آن را حلال مىشمرند، اگر مىدانستم حرام است از آن اجتناب مىكردم. ابوبكر نظر عمر را در مورد مسأله پرسيد. عمر گفت: معضلى است كهجز ابوالحسن(ع) ]كسى قادر به حل آن نيست[ ابوبكر از عمر خواست على را فراخواند. عمر گفت: به خانه او مىرويم. همگى همراهمردمى كه در آنجا بودند خدمت على(ع)رسيدند و جريان را بازگو كردند. حضرت فرمود :او را به همراه كسى نزد مهاجر و انصار بفرستيد تا اگر كسى آيه تحريم [شرب خمر] را بر او خوانده شهادت دهد. اين كار را كردند كسى عليه او شهادت نداد. آن حضرت او را رها كرد و به او فرمود: اگر بعد از اين [كه آگاه به حكم شدهاى [ شراب بنوشى بر تو حد را جارى خواهيم كرد.
٢ . بررسى اقوال فقهاى عامه در مسأله
در بين فقهاى عامه، ابن قدامه حنبلى در اين مسأله به طور مبسوط سخن گفته و در آغاز،مسأله جهل به حرمت را بهدو قسم تقسيم كرده است:
(٩)همان، ص٤٧٥، باب١٠ از ابواب حد المسكر، ح١.