فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٢ - پول امروز، مثلى يا قيمى يا ماهيت سوم؟ احمدعلى يوسفى
تفاوت نداشته باشد؛ و گرنه امكان مقايسه از بين مىرفت. نتيجؤ اين گفتار اين است كه معيار سنجش بايد ثابت باشد. بنا بر اين پول در اين مقطع مثلى بود.
در دورانى كه فلزاتى مثل طلا و نقره وارد مبادلات شد،اهميت آنها از جنبؤ پولى و ارزش مبادلهاى براى عرف جامعه بيش از پيش نمايان گرديد؛ به طورى كه اگر دولتها در عيار آنها دست مىبردند،فوراً واكنش نشان مىدادند. اوج اهميت ارزش مبادلهاى يا همان جنبؤ پولى اين اشياء را در نزد عرف عام و عقلا، قانون «گرشام» (٢١)نشان داد.
در اين مقطع، اين شئ خاص(پول فلزى) در صورتى كه عيار و درجؤ خلوص آن نزد عرف و عقلا يكسان مىبود به عنوان كالاى مثلى محسوب مىشد. در نتيجه عرف جامعه ارزش ساير كالاها و خدمات را همسنگ و همسان ارزش مبادلهاى طلا و نقره قرار داده و بر اساس آن به واحدهاى متعددى تقسيم مىكرد. در مرحلهاى كه اسكناس وارد مبادلات شد، و رابطؤ آن كاملاً با طلا و نقره قطع گرديد و در نظر عرف و عقلا در بردارندؤ ارزش مبادلهاى گرديد، پول جنبؤ متكامل ترى از خود را نمايان ساخت در اين مرحله، عرف، ارزش مبادلهاى را كه در سايؤ آن ، اشياى خاصى ـ پول ـ وظايفى را بر عهده مىگرفتند،در كاغذ پارههاى رنگى متبلور ساخته و در معاملات و مبادلات خود از آ ن استفاده مىكردند؛ به طورى كه ماليت آن شئ چيزى جز همان ارزش مبادلهاى نبود؛ يعنى در نزد عرف،مطلوبيت اين اشياءصرفاً به خاطر همان ارزش مبادلهاى بود و اگر آن ارزش مبادلهاى منتفى مىگشت،هيچ مطلوبيتى براى كسى از اين جهت نداشت. تمام جهات و عللى كه در مراحل قبلى براى اختراع و ظهور پول وجود داشت،دراين مرحله به نحو كاملتر و شديدتر تحقق پيدا كرد؛ يعنى همان ارزش مبادلهاى كه اساس پول و وظايف آن بر آنها نهاده شده بود، خود را از دست اشيايى كه با صرف نظر از اين ارزش مبادلهاى خاص، براى خود ارزشى داشتند، رها ساخت و براساس واحدى، همين ارزش مبادلهاى تقسيم
(٢١)اين قانون مىگويد: «پول بد، پول خود را از جريان مبادلات خارج مىسازد. اگر مردم بتوانند با دو نوع پول يك مقدار كالا خريدارى كنند، اما يكى از دو نوع پول ارزش مبادلهاى بيشترى داشته باشد، آن را از جريان مبادلات خارج ساخته و ذخيره مىنمايند».