فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٤ - پول امروز، مثلى يا قيمى يا ماهيت سوم؟ احمدعلى يوسفى
با اين بيان به خوبى آشكار مىشود كه پول كاغذى امروزى، با توجه به همهءصفاتى كه در رغبت و مطلوبيت و در نتيجه در ماليت و ارزش مبادلهاى آن مؤثر است، مال مثلى به حساب مىآيد. زيرا پيدا است كه صرف يك كاغذ پاره رنگى كه به هيچ كار نمىآيد، هيچ گونه ارزشى نداشته و آنچه در نظر عرف اهميت دارد ماليت، ارزش مبادله و قدرت خريد آن است .
پيش از اين نيز بيان شد كه شئ خاصى، به عنوان پول به اعتبار ارزش مبادله و قدرت خريد وارد مبادلات گرديد و در اسكناس به اوج خود رسيد؛ زيرا در اسكناس چيزى جز همان ارزش مبادله و قدرت خريد براى عرف مطلوبيت ندارد. بنا بر اين نه تنها تمام پولهاى ١٠٠٠ تومانى مثل هم هستند، بلكه هر قطعه اسكناس ١٠٠٠ تومانى دقيقاً با ده قطعه اسكناس ١٠٠ تومانى نيز مثل هم مىباشند؛ مگر اينكه ده قطعه اسكناس ١٠٠ تومانى از نظر مطلوبيت با يك عدد اسكناس ١٠٠٠ تومانى تفاوت پيدا كند، كه در اين صورت مثلى نخواهد بود. ولى اين تفاوت در نظر عرف، به نحوى كه غير قابل اغماض باشد، به شدت مورد ترديد است. شاهد واضح و قاطع بر مثل هم بودن هر قطعه اسكناس ١٠٠٠ تومانى با دو قطعه اسكناس ٥٠٠ تومانى اين است كه هر روز هزاران نفر، پولهاى درشت مثل ١٠٠٠ تومانى را با پولهاى ديگر معاوضه مىكنند، و به تعبير عرفى پول را خرد مىكنند؛ بدون اينكه تفاوتى بين پول درشت و خرد ملاحظه كنند. در حالى كه در نظر عرف نه خريد و فروشى صورت گرفته و نه معامله ديگرى؛ بلكه عرف اين عمل را به عنوان خريد و فروش لغو دانسته و آن را فقط معاوضه و رد و بدل كردن دو ارزش مبادلهاى مساوى و تبلور يافته در دو شيئى مىشمارد كه با صرف نظر از ارزش مبادله، هيچ گونه ارزشى ندارند.
بنا بر آنچه در تعريف مثلى گذشت، مىتوان اظهار داشت كه از نظر عرف و عقلا پول كاغذى و اسكناس به اعتبار ارزش مبادلهاى مثلى است؛ چه ارزش مبادلهاى آن را صفت نسبى بدانيم و يا صفت ذاتى.
سخن زير، ادعاى فوق را قوت مىبخشد:
چيزى كه در پول كاغذى منشأ مطلوبيت و رغبت براى عرف و عقلا