فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٠ - انـفـال غلامرضا رضوان آیت الله
چيزى فراتر از اين را ثابت مىكند، بنا بر اين مانعى ندارد كه قايل باشيم نيزارها ملك امام(ع) است در عين اينكه زمين ملك ديگرى باشد.
اما در مورد ديگر روييدنيهاى زمين غير از نيزارها بايد گفت كه مقتضاى تبعيت نماء از اصل آن است كه آنچه در زمين امام مىرويد ملك او است و آنچه در زمين مسلمانان مىرويد بسان خود زمينهاى مفتوح عنوه ملك ايشان است، و آنچه در ديگر زمينها مىرويد ملك صاحبان آنها بشمار مىآيد. مگر آنكه ادعا شود سيره مستمره در همه زمانها و مكانها بر اين منوال بوده كه مطلق روييدنيهاى زمين، چه نيزار و چه غير آن، چه در زمينهاى مفتوح عنوه كه ملك همه مسلمانان است و چه در زمينهاى موات كه ملك امام(ع) است، جزو مباحات اصليه به شمار مىآمده است و مشتركاتى همچون آبهاى جارى در اين گونه زمينها از طريق حيازت به تملك در مىآيد چه شخص حيازت كننده شيعه باشد و چه نباشد.
حق اين است كه بگوييم اگر مقصود از آجام همان است كه مرحوم شهيد گفته يعنى زمينهايى كه پوشيده از نى است، نسبت بين اين ادله، و ادله اى كه زمينهاى مفتوح عنوه را ملك مسلمانان قلمداد كرده، عموم و خصوص من وجه خواهد بودكه در ماده اجتماع به همان شرحى كه گفته شد عمل مىشود، اما اگر مقصود از آجام چنانكه مصباح و قاموس بيان داشته اند، خود درختان انبوه و به هم تنيده باشد - نه زمين آن - بين اين ادله و ادله پيشين هيچ تعارضى وجود ندارد، بلكه اين ادله فقط قاعده عرفى تبعيت نماء از اصل را كه در مورد آجام تخصيص خواهد زد.
چنانكه بيان داشتيم عرف، نماء را تابع اصل مىداند و تبعيت عرفى نماء از اصل، تمام گياهان زمين حتى آجام را در بر مىگيرد ولى ادله ياد شده، آجام را از اين قاعده خارج مىسازد، پس مانع ندارد كه اصل زمين همچون اراضى مفتوح عنوه، ملك مسلمانان باشد، اما درختانش كه نماء آن به حساب مىآيد ملك امام(ع) محسوب گردد.
٦ - قسم ششم از اقسام انفال :صفايا ( اموال اختصاصى پادشاهان):
مراد از صفايا، اموالى است كه مخصوص پادشاهان و زمامداران بوده و در ميان غنايم