فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٥ - سيرى در كتاب العناوين(٢) محمد رحمانى
در صورت شك در كفر و اسلام چند وجه ممكن است:
الف. اصالة الكفر جارى است. زيرا نسبت ميان اسلام و كفر عدم و ملكه است؛ چون اسلام عبارتست از: اعتقاد و اقرار به اصول و ضروريات و كفر عبارتست از: عدم اقرار و اعتقاد.
پس اسلام اَمر وجودى است از اين رو در موارد شك اصل عدم جريان پيدا مىكند افزون بر اين، آيه {فما ذا بعد الحق الاالضلال. } (١٣)پس از حق چيزى جز گمراهى وجود ندارد.» نيز بر اين اصل دلالت دارد.
ب. اصالةالاسلام جريان دارد. البته فقها. آن را نپذيرفته اند، با اين حال چند امر مىتواند مستند آن باشد، از جمله:
١ـ آيه: {فطرت اللّه التى فطر الناس عليها. } (١٤)
بنا بر اينكه فطرت اللّه به پذيرش دين و اسلام تفسير شود. بنابر اين هر انسانى در فطرت، اسلام و دين را پذيرفته است و كافر، خلقت را تغيير داده است.
٢ـ آيؤ: {فليغيّرين خلق اللّه } (١٥). به فرمان شيطان آفريده خداوند را دگرگون مىسازند.»
بنابر اينكه آيه كفار را از آن جهت كه خلقت الهى را ـ كه همانا پذيرش اسلام است ـ تغيير داده و كافر شدهاند مذمّت كرده است بنابر اين اصل در هر انسانى اسلام خواهد بود.
٣ـ نبوى مشهور «كل مولود يولد على الفطرة حتى يكون ابوا هما اللذان يهودانه و ينصرانه و يمجسانه (١٦). هر نوزادى بر فطرت [الهى] پا به عرصه وجود مىگذارد؛ مگر اينكه پدر و مادرش او را يهودى، نصرانى يا آتش پرست(مجوسى) كنند.»
ايشان در هريك از اين وجوه خدشه مىكند و مىفرمايد:مقصود روايت آن است كه
(١٣) يونس، آيه ٢.
(١٤) روم، آيه ٣٠.
(١٥) نساء، آيه ١١٩.
(١٦)عوالى اللئالى، ج١، ص٣٥، ح١٨.