فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - انـفـال غلامرضا رضوان آیت الله
به هر روى، اگر شيعه،مالى [از انفال [را كه در تصرف مخالف است، بدون استفاده از اسباب شرعيه مملك همچون بيع و نظير آن بلكه از راههايى مانند سرقت به چنگ آورده باشد،آيا ملكيت تحقق مىيابد و او مالك آن مال مىشود؟ ظاهر عبارت شهيد چنانكه قبلا ياد كرديم عدم تملك است، ليكن اطلاق ادله با آن منافات دارد، اما توجيهاتى را كه صاحب جواهر نسبت به عبارت شهيد محتمل دانسته نظير آنكه مقصود او در حالت تقيه يا از جهت شبهه اعتقاد بوده است، موجه نيست. (١٣٢)
نتيجه:
از آنچه گذشت به دست مىآيد كه مقتضاى ادله اى همچون صحيحه فضلاء و غير آن، اين است كه انفال به طور مطلق تحليل شده است و رواياتى كه تنها دلالت بر تحليل برخى از موارد انفال دارد - مانند مرسله اى كه در كتاب عوالى اللئالى آمده است- با روايات نخست تعارض ندارد. در مرسله مذكور آمده است: »از امام صادق(ع) سوال شد تكليف شيعيان شما نسبت به اموالى كه خداوند به شما اختصاص داده آن هنگام كه امام قائم شما در پرده غيبت باشد چيست«؟ امام در پاسخ فرمود:
«ما انصفناهم ان اخذناهم و اجبناهم ان عاقبناهم، بل نبيح لهم المساكن لتصح عبادتهم و نبيح لهم المناكح لتطيب ولادتهم و نبيح لهم المتاجر ليزكوا اموالهم.اگر اين اموال را از ايشان بازستانيم با ايشان به انصاف معامله نكرده ايم. چنانكه اگر ايشان را به خاطر تصرف دراين اموال عقوبت كنيم شرط دوستى را پاس نداشته ايم . ما چنين نخواهيم كرد بلكه مساكن را بر ايشان مباح مىكنيم. تا عباداتشان صحيح انجام گردد و مناكح (و ازدواجهاى) ايشان را مباح مىكنيم تا فرزندان ايشان پاك به دنيا پا نهند و متاجر ( معاملات) را بر ايشان مباح مىسازيم تا اموال ايشان پاك و پيراسته باقى بماند. (١٣٣)
(١٣٢)همان،١٤٤.
(١٣٣)مستدرك،٧/٣٠٣،ب ٤ از انفال،ح ٣.