فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٧ - سيرى در كتاب العناوين(٢) محمد رحمانى
٣ـ اقرار داير مدار لفظ خاص نيست. بنا بر اين هر چيزى كه از نظر عرف اقرار به حساب آيد شرعاً اقرار است.
٤ـ اقرار شخص عاجز از كلام وگفتار به اشاره است البته به نحوى كه مطلب را برساند. اما حصول اقرار به نوشتن براى كسى كه قدرت گفتاردارد، محل اشكال است. حتى براى عاجز از كلام نيز صدق اقرار بر نوشتن محل اشكال است.
٥ـ قاعده اقرار نسبتاً به مال و حق و نسب فراگير است.
٦ـ گاهى شخص عاقل با جمله منفى چيزى را به ضرر خود اثبات مىكند؛ مثل اينكه به او مىگويند: اين مال تو است. او مىگويد: مال من نيست؛ آيا در اينجا اقرار صدق مىكند؟ يا بايد قائل به تفصيل شد؛ به اين معنا كه نفى بعد از اثبات را اقرار و نفى ابتدا يى را انكار بدانيم.
٧ـ اگر شخصى عليه ديگرى اقرار كند ارزشى ندارد. ولى اگربه ضرر خودش و ديگرى اقرار كند؛ چنانچه موضوع مورد اقرار قابل تفكيك باشد،مثل خانه مشترك، حكم اقرار تنها عليه مقّر اجراء مىشود.
همچنين اگر قابل تفكيك نباشد، مثل اقرار به همسرى يا فرزندى، ولى طرف مقابل منكر باشد، دراين صورت نيز احكام اقرار تنها نسبت به مقرّ جارى مىشود. زيرا اجراى اين احكام داير مدار وجود واقعى موضوع نيست.
٨ـ اقرار به يك چيز اقرار به لوازم آن است؛ چه لوازم وجودى آن باشديا لوازم حكمى آن.
٩ـ پس از تحقق اقرار،اگر چيزى را كه منافع آن باشد بيان كند ارزش ندارد. زيرا ادله حجيت اقرار، اطلاق داشته و اقرارهايى را كه متعاقب آن نفى باشد، در بر مىگيرد.
عنوان٨٢
در اين عنوان از قاعده حجيت بينه در موضوعات بحث مىشود برخى مطالب آن بدين شرح است:
١ـ در حجيت بينه احتمالاتى داده مىشود: