فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦١ - انـفـال غلامرضا رضوان آیت الله
ششم و هفتم آمده است. (٣٥)دانستنى است كه على بن محمد بن زبير در كتب رجال توثيق نشده است.
٤. صحيحه حفص بن بخترى كه در آ ن آمده است:
«الانفال مالم يوجف عليه بخيل و لاركاب، اوقوم صالحوا، اوقوم اعطوا بايديهم و كل ارض خربه؛ يعنى انفال چيزى است كه بر آن اسب و سوار نتاخته باشد. يا مردمانى آن را مصالحه نموده يا به دست خود و بدون جنگ به مسلمانان واگذار كرده باشند و نيز هر زمين ويران . (٣٦)
صاحب جواهر گويد:
ظاهر برخى از روايات همچون صحيحه پيشين آن است كه هر چيزى كه بر آن اسب و سوار نتاخته باشد جزء انفال است نه خصوص زمين آن . (٣٧)ليكن آنچه از ظاهر جمله لم يوجف عليه بخيل و لاركاب بر مىآيد، آ ن است كه تنها به مواردى كه ايجاف (تاختن) بر آن صدق مىكند يعنى زمين، منحصر مىباشد.
٢ - مورد دوم از انفال،زمينهاى مواتى است كه رها شده و موانع مختلفى مانع از بهره بردارى از آ ن شده است. همچون: قطع آب، فرو رفتن در آب، نيزار شدن، نمكزار شدن و غلبه لايه اى از ماسه و گل بر روى آن و مواردى ديگر از اين دست. چه پيش از اين مالك داشته و صاحبانش رهايش كرده باشند چنانكه رواياتى همچون مرسله حمادبن عيسى و غير آن (٣٨)اينگونه زمينها را انفال دانسته است. و چه همچون دره ها هيچگاه مالك نداشته باشد، چنان كه اطلاق روايت معتبره مستفيضه اى همچون مرسله حماد اقتضا مىكند كه در آن چنين آمده:
و كل ارض ميته لارب لها.هر زمين مواتى كه صاحب نداشته باشد.
(٣٥)همان،١/١٥٢،ب ٧ از احكام حيض،ح ٥و٦و٧.
(٣٦)وسائل،٦/٣٦٤،ب ١ از انفال،ح ١.
(٣٧)جواهر الكلام،١٦/١١٧.
(٣٨)وسائل،٦/٣٦٥،ب ١ از انفال،ح ٤.