فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٢ - سيرى در كتاب العناوين(٢) محمد رحمانى
جنون وكيل وكالت از بين رفته و نياز به نصب جديد دارد.
ب. از باب نصب است مانند باب وصيت. در اين صورت هر چند متنيب بميرد، ولايت وصى باقى است.
ج. از باب بيان حكم شرعى است. در اين صورت ولى اگر بى هوش يا مجنون گردد ولايت از بين مىرود؛ ولى اگر اين موانع رفع گردد ولايت نيز بر مىگردد؛ و ولايت حاكم از اين قبيل است.
عنوان٧٥
در اين عنوان از ولايت عدول مؤمنان بحث مىشود. اهم مطالب آن از اين قرار است:
١ـ در اين كه مؤمن عادل در صورت فقدان اوليا از جمله حاكم شرع، مطلقاً ولايت دارد يا مطلقاً ولايت ندارد يا آنكهتنها در مواردى كه تأخير آن جايز نباشد ولايت دارد، اقوالى است:
قول سوّم مورد قبول فقها مىباشد. ادله آن عبارتست از: الف. اين گونه تصرف مصداق احسان است و هر احسانى به حكم عقل و نقل جايز بوده و ضمان هم ندارد.ب. ظاهر آيه: {لاتقربوا مال اليتم الا باللتى هى احسن. } (٨)به مال يتيم نزديك نشويد مگر به گونهاى كه بهتر از آن ممكن نباشد.» دلالت دارد بر اينكهتصرف به گونه أحسن در مال يتيم جايز است. از طرفى اين خطاب مخصوص حاكم شرعنيست. ايشان چهار دليل ديگر نيز اقامه مىكند.
٢ ـ آيا در صورتى كه ولى شرعى حتى حاكم شرع وجود نداشته باشد و تأخير نيز جايز نباشد تصرف مؤمن عادل واجب است.؟ ايشان مىفرمايد:از باب اجماع، واجب است.
(٨) انعام، آيه ١٥٢.