تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
خود طبيعى بلند پرواز شما را بر مى آورد ، آن بالا رفتن را مى گويم كه مانند تبدل نى به شكر است ، بالا رفتنى كه حيات تكاملى روح شما را تأمين مى كند .
روز گشتى پاى بوسش گشته ما زان كه بودى پاكش از گل هر دو پا
١٢٦ - دست وپاى گل آلود وبه لجن فرو رفته را بوسه گاه مردم قرار ندهيد .
پس غذاى عاشقان باشد سماع كه در او باشد خيال اجتماع قوّتى گيرد خيالات ضمير بلكه صورت گردد از بانگ صفير
١٢٧ - موسيقى براى شوراندن خيالات وتجسيم حقيقت عينى به وسيلهء عوارض آن است واين خاصيت دليلى روشن براى فرار انسان از واقعيتها به وسيلهء موسيقى است .
نقش اگر خود نقش سلطان يا غنيست صورت است از جان خود او بىچاشنيست زينت او از براى ديگران باز كرده بىهده چشم ودهان اى تو در پيكار خود را باخته ديگران را تو ز خود نشناخته
١٢٨ - خود اكثريت افراد انسانى مستند به خويشتن نيست ، اينان براى تامين زيبا جويى يكديگر زندگى مى كنند نه بر مبناى روح اشتراك در حيات كلى انسانيت .
ساجد ومسجود از جان بىخبر ديده از جان جنبشى واندك اثر
١٢٩ - وقتى كه مورد پرستش چيزى يا كسى جز خدا باشد ، سجده كننده اش از حيات حقيقى محروم است .
حرص كارت را بياراييده بود حرص رفت وماند كار تو كبود
١٣٠ - حرص وطمع اشياء را مى آرايد وفريبا مى سازد .
كعبه را كه هر دمى عزّى فزود آن ز اخلاصات ابراهيم بود فضل آن مسجد ز آب وسنگ نيست ليك در بناش حرص وجنگ نيست
١٣١ - عظمت معابد كه در روى زمين بر پا مى شود ناشى از اخلاص بنيانگذاران آنهاست .