تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
استشمام حقايق است نه زيور صورت ، بويى كه ما را به سوى خود مى كشاند براى جلب ما به گلزار است نه براى منتشر شدن بىهوده در هوا .
مرغ جانها را در اين آخر زمان نيستشان از همديگر يك دم امان
٨٥ - انسانى كه از خود بىگانه است به طريق اولى از ديگران بيگانه تر خواهد بود .
دور بينى كور دارد مرد را همچو خفته در سرا كور از سرا همچو مرغى كاو گشايد بند دام گاه بندد تا شود در فن تمام او بود محروم از صحرا ومرج عمر او اندر گره كاريست خرج آن كه روزى نيستش بخت ونجات ننگرد عقلش مگر در نادرات
٨٦ - براى رسيدن به حقيقت نمايى ، كه با شما فاصله دارد ، حقايق نزديك را زير پا مگذاريد وبالعكس با وسائل نزديك آن قدر بازى نكنيد تا از رسيدن به هدف محروم بمانيد .
ميل دريا كه دل تو اندر است آن طبيعت جانت را از مادر است
٨٧ - ميل به شناورى در درياى واقعيات ، كشف از پيوند انسانى با واقعيات مى كند .
چون جنين بُد آدمى خون خوار بود بود او را تا كه از خون تار وپود از فطام خون غذايش شير شد واز فطام شير لقمه گير شد گر جنين را كس بگفتى در رحم هست بيرون عالمى بس منتظم يك زمين خرمى با عرض وطول اندرو بس نعمت وبىحد اكول كوه ها وبحرها ودشتها بوستانها باغها وكشتها آسمانى بس بلند وپر ضيا آفتاب وماهتاب وصد سها ز شمال واز جنوب واز دبور باغها دارد عروسىها وسور در صفت نايد عجايبهاى آن تو درين ظلمت چهاى ؟ در امتحان خون خورى در چار ميخ تنگنا در ميان حبس وانجاس وعنا او به حكم حال خود منكر بدى زين رسالت معرض وكافر بدى