تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - مجاهده و رهبانيت واقعى آن است كه انسان در ميان مجتمع ناهموار باشد ، با اين حال رادمردانه زندگى كند
نيستند كه بتوانند به هستى مستقل خود در زندگانى پى ببرند .
ولى انسانها منحصر به اين موجودات نيستند ، ودر هر جامعه ودر هر دورهاى با نسبتهاى مختلف وكيفيات گوناگون اشخاص فراوانى در خارج از منطقهء جبرهاى محيطى واجتماعى زندگى مى كنند ، اگر چه اين زندگى مستقل به جهت فشار واجبار عوامل برونى ، در قلمرو درونى بوده ودر قلمرو برونى مانند ساير افراد شكل همان جامعه را دارا مى باشند .
اصلًا عنصر اساس عظمت انسانى هم در آن است كه بتواند از احساس اختيار عالى خود بهره مند گشته وبتواند زندگى روانى خود را در ما فوق شكل سنتى واجبارى جامعه برقرار بسازد . اين جامعه شناسان تحققى به خطاى فوق قناعت نورزيده به خطاى شديدترى مرتكب مى شوند زيرا :
اميل دوركيم مى گويد « نخستين واساسىترين قاعده اين است كه وقايع اجتماعى را شيئى يا امرى جدا از متفكر بشماريم . » [١] « . . . با وقايع اجتماعى بايد مانند شيئى رفتار كرد [٢] آيا تجريد شخصيت وانديشه براى بررسى جامعه ، از جامعهاى كه متفكر جامعه شناس خود يكى از اعضاى آن است ، گسيختن عوامل سازنده ونگه دارندهء موجوديت فرد از اجتماع نيست ؟ به اضافه اين كه اين آقايان جامعه شناسان روى كدامين دليل ، تماس خود را با جامعه براى درك وشناخت قوانين واشكال آن ، ما فوق فيزيكدانان تلقى كرده واين امتياز را از كجا به دست آوردهاند كه در شناخت جامعه تماشاگر حقيقى بوده وبدون بازيگرى كار خود را انجام مى دهند آنان كه اطلاعى از جهان شناسى فيزيكى دارند ، مى دانند كه خواه نخواه بررسى كنندهء نمود اجسام وساير موضوعات فيزيكى مانند آن شخص وارد صحنهء بازى است كه هم بازيگرى مى كند وهم تماشاگرى .
[١] قواعد روش جامعه شناسى ، اميل دوركيم ، ترجمه دكتر على محمد كاردان ، ص ٣٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٦٩ . .