تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
٩٠ إِلَّا الَّذينَ يَصِلُونَ إِلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوكُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبيلًا
ترجمه:
٩٠- مگر آنها كه با همپيمانان شما، پيمان بستهاند؛ يا آنها كه به سوى شما مىآيند، و از پيكار با شما، يا پيكار با قوم خود ناتوان شدهاند؛ (نه سر جنگ با شما دارند، و نه توانائى مبارزه با قوم خود.) و اگر خداوند بخواهد، آنان را بر شما مسلط مىكند تا با شما پيكار كنند. پس اگر از شما كنارهگيرى كرده و با شما پيكار ننمودند، (بلكه) پيشنهاد صلح كردند، خداوند به شما اجازه نمىدهد كه متعرض آنان شويد.
شأن نزول:
از روايات مختلفى كه در شأن نزول آيه وارد شده، و مفسران در تفاسير گوناگون آوردهاند، چنين استفاده مىشود: دو قبيله در ميان قبائل عرب به نام «بنىضمره» و «اشجع» وجود داشتند كه قبيله اول با مسلمانان پيمان ترك تعرض بسته بودند، و طايفه «اشجع» با «بنىضمره» نيز هم پيمان بودند.
بعضى از مسلمانان از قدرت طايفه «بنىضمره» و پيمانشكنى آنها بيمناك بودند، لذا به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پيشنهاد كردند: پيش از آن كه آنها حمله را آغاز كنند مسلمانان به آنها حملهور شوند، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: