تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٥
تغييرى در آن ايجاد كند! «١»
البته جمله «بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتان» به طورى كه خواهد آمد همان معنى اول را تأييد مىكند، ولى معنى دوم نيز مىتواند با معنى اول در يك مسير قرار گيرد؛ زيرا هنگامى كه زندگى يهود به هم خورد و ستاره اقبالشان غروب كرد، معتقد بودند اين يك سرنوشت است و سرنوشت را نمىتوان تغيير داد؛ چرا كه از آغاز، همه اين سرنوشتها تعيين شده و عملًا دست خدا بسته است!!
و خداوند در پاسخ آنها نخست به عنوان نكوهش، مذمت و نفرين از اين عقيده ناروا مىفرمايد: «دست آنها در زنجير باد، و به خاطر اين سخن ناروا از رحمت خدا دور گردند» «غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا».
آنگاه براى ابطال اين عقيده نادرست مىفرمايد: «هر دو دست خدا گشاده است، و هر گونه بخواهد و به هر كس بخواهد مىبخشد» «بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ».
نه اجبارى در كار او هست و نه محكومِ جبر عوامل طبيعى و جبر تاريخ مىباشد، بلكه اراده او بالاتر از هر چيز و نافذ در همه چيز است.
قابل توجه اين كه: يهود، «يد» را به عنوان مفرد آورده بودند، اما خداوند در پاسخ آنها «يد» را به صورت «تثنيه» مىآورد و مىگويد: «دو دست خدا گشاده است» و اين علاوه بر تأكيد مطلب، كنايه لطيفى از نهايت جود و بخشش خدا است، زيرا كسانى كه زياد سخاوتمند باشند، با هر دو دست مىبخشند.
به علاوه، ذكر دو دست، كنايه از قدرت كامل و شايد اشارهاى به نعمتهاى