تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
احكام آئينهاى پيشين است، اين دستور، با آنچه در آيات قبل گذشت- كه پيامبر صلى الله عليه و آله را بين داورى كردن ميان آنها و يا رها كردن آنان به حال خود مخيّر مىنمود- منافاتى ندارد؛ زيرا اين آيه مىگويد: چنانچه خواستى ميان اهل كتاب داورى كنى بر طبق احكام قرآن داورى كن.
بعد از آن، اضافه مىكند: «از هوا و هوسهاى آنها- كه مايلند احكام الهى را بر اميال و هوسهاى خود تطبيق دهند- پيروى مكن و از آنچه به حق بر تو نازل شده است روى مگردان» «وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ».
آنگاه براى تكميل اين بحث مىگويد: «براى هر كدام از شما آئين، شريعت، طريقه و راه روشنى قرار داديم» «لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً».
«شِرْعَة» و «شريعه» راهى را مىگويند كه به سوى آب مىرود و به آن منتهى مىشود، و اين كه دين را شريعت مىگويند از آن نظر است كه: به حقايق و تعليماتى منتهى مىگردد كه مايه پاكيزگى، طهارت و حيات انسانى است، كلمه «نهج» و «منهاج» به راه روشن مىگويند.
«راغب» در كتاب «مفردات» از «ابن عباس» نقل مىكند كه: فرق ميان «شرعة» و «منهاج» آن است كه: «شرعة» به آنچه در قرآن وارد شده گفته مىشود و «منهاج» به امورى كه در سنت پيامبر صلى الله عليه و آله وارد گرديده. «١»
اين تفاوت گر چه جالب به نظر مىرسد اما دليل قاطعى بر آن در دست نيست. «٢»