تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠
مىخواهد تا آنجا كه ممكن است از تعصب آنها بكاهد و راه را براى نفوذ در اعماق جانشان هموار سازد.
لذا تمام ضميرها در اين آيه به خود آنها بازگشت مىكند (الَيْهِمْ، مِنْ رَبِّهِمْ، مِنْ فَوْقِهِمْ، مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ) همه به خاطر آن است كه از مركب لجاجت فرود آيند و تصور نكنند تسليم در برابر قرآن، به معنى تسليم يهود در برابر عرب است، بلكه تنها تسليم در برابر خداى بزرگشان است.
بدون ترديد منظور از بر پا داشتن مقررات «تورات» و «انجيل»، عمل به اصول آنها است؛ زيرا همان طور كه بارها گفتهايم، اصول تعليمات انبياء در همه جا يكسان است و تفاوت در ميان آنها تفاوت «كامل» و «اكمل» است و اين با آن منافات ندارد كه بعضى از احكام آئين قبل را، به وسيله بعضى از احكام آئين بعد نسخ كند.
خلاصه اين كه: آيه فوق، يك بار ديگر، اين اصل اساسى را مورد تأكيد قرار مىدهد كه: پيروى از تعليمات آسمانى انبياء تنها براى سر و سامان دادن به زندگى پس از مرگ نيست، بلكه بازتاب گستردهاى در سرتاسر زندگى مادى انسانها نيز دارد، جمعيتها را قوى، صفوف را فشرده، نيروها را متراكم، نعمتها را پر بركت، امكانات را توسعه، و زندگى را مرفه، و امن و امان مىسازد.
نظرى به ثروتهاى عظيم مادى و نيروهاى فراوان انسانى كه امروز در دنياى بشريت، بر اثر انحراف از اين تعليمات به صورت سلاحهاى مرگبار، كشمكشهاى بىدليل و كوششهاى ويرانگر، نابود مىگردد، دليل زنده اين حقيقت است.
امروز حجم ثروتهائى كه در جهت تخريب دنيا- اگر درست بينديشيم- به