تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨
مىكند، مىفرمايد: «خداوند همواره دانا و حكيم است» «وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً».
و به اين ترتيب، گناهان اگر چه در ظاهر مختلفند، گاهى زيان آن به ديگرى مىرسد و گاهى زيان آن به خويشتن است، اما پس از تحليل نهائى همه به خود انسان باز مىگردد و آثار سوء گناه قبل از همه در روح و جان خود شخص ظاهر مىشود. «١»
***
٣- و در آخرين آيه اشاره به اهميت گناه تهمت زدن نسبت به افراد بىگناه كرده، مىفرمايد: «هر كس خطا يا گناهى مرتكب شود و آن را به گردن بىگناهى بيفكند، بار بهتان و گناه آشكارى بر دوش گرفته است» «وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَريئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً».
در اين آيه، گناهانى را كه انسان مرتكب مىشود و به گردن ديگرى مىافكند به دو قسم تقسيم شده: يكى «خطيئة» و ديگرى «اثم».
درباره تفاوت ميان اين دو، مفسران و اهل لغت سخن بسيار گفتهاند، اما آنچه نزديكتر به نظر مىرسد،: اين است كه: «خطيئة» از «خطا» در اصل، به معنى لغزشها و گناهانى است كه بدون قصد از انسان سر مىزند و گاهى داراى كفاره و غرامت است، ولى تدريجاً در معنى خطيئه توسعهاى داده شده و هر گناهى اعم از عمد و غير عمد را در بر مىگيرد؛ زيرا هيچگونه گناهى (اعم از عمد و غير عمد) با روح سليم انسان سازگار نيست و اگر از او سر بزند در حقيقت يك نوع لغزش و خطا است كه شايسته مقام او نيست.
نتيجه اين كه: «خطيئة» معنى وسيعى دارد كه هم گناه عمدى و هم غير