تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦
كنند، اما از درون، زبون و ناتوانند، از ظاهر مجهز و آراسته آنها نهراسيد؛ زيرا درون آنها خالى است و نقشههاى آنها همانند قدرتهايشان سست و ضعيف است؛ چرا كه متكى به نيروى لايزال الهى نيست، بلكه متكى به نيروهاى شيطانى مىباشد، مىفرمايد: «نقشههاى شيطان سست و ضعيف است» «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً».
دليل اين ضعف و ناتوانى روشن است؛ زيرا:
از يكسو افراد با ايمان در مسير اهداف و حقايقى گام بر مىدارند كه با قانون آفرينش هماهنگ و هم صدا است و رنگ ابدى و جاودانى دارد، آنها در راه آزاد ساختن انسانها و از بين بردن مظاهر ظلم و ستم پيكار مىكنند.
در حالى كه طرفداران طاغوت در مسير استعمار و استثمار بشر و شهوات زودگذرى كه اثر آن ويرانى اجتماع و بر خلاف قانون آفرينش است تلاش و كوشش مىنمايند.
و از سوى ديگر افراد با ايمان به اتكاى نيروهاى معنوى آرامشى دارند كه پيروزى آنها را تضمين مىكند و به آنها قوت مىبخشد، در حالى كه افراد بىايمان تكيهگاه محكمى ندارند.
قابل توجه اين كه: در اين آيه ارتباط كامل «طاغوت» با «شيطان» بيان شده كه چگونه طاغوت از نيروهاى مختلف اهريمنى مدد مىگيرد، تا آنجا كه مىگويد: ياران طاغوت همان ياران شيطانند، چنان كه در آيه ٢٧ سوره «اعراف» نيز همين مضمون آمده است، مىفرمايد: انَّا جَعَلْنَا الشَّياطِيْنَ أَوْلِيآءَ لِلَّذِيْنَ لايُؤْمِنُونَ: «ما شياطين را سرپرست افراد بىايمان قرار داديم».
***