تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
رحم مادر قرار داشت، دوران جنينى را گذراند و همانند ساير افراد بشر متولد شد، شير خورد و در آغوش مادر پرورش يافت، يعنى تمام صفات بشرى در او بود.
چگونه ممكن است چنين كسى كه مشمول و محكوم قوانين طبيعت و تغييرات جهان مادّه است خداوند ازلى و ابدى باشد.
مخصوصاً كلمه «انَّما» كه در آيه مورد بحث آمده است، به اين توهّم نيز پاسخ مىگويد كه: اگر عيسى عليه السلام پدر نداشت، مفهومش اين نيست كه فرزند خدا بود، بلكه فقط فرزند مريم بود!
در دومين نكته مىفرمايد: «عيسى عليه السلام فرستاده خدا بود» «رَسُولُ اللَّهِ».
اين موقعيت نيز، تناسبى با الوهيت او ندارد، قابل توجه اين كه قسمتى از سخنان مختلف مسيح عليه السلام كه در «اناجيل» كنونى موجود است، همگى حاكى از نبوت و رسالت او براى هدايت انسانها است، نه الوهيت و خدائى او.
در سومين نكته مىفرمايد: «عيسى عليه السلام كلمه خدا بود كه به مريم القاء شد» «وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ».
در چند آيه قرآن از عيسى عليه السلام تعبير به «كلمه» شده است و اين تعبير، به خاطر آن است كه اشاره به مخلوق بودن مسيح عليه السلام كند.
همان طور كه كلمات، مخلوق ما است، موجودات عالم آفرينش هم، مخلوق خدا هستند.
و نيز همان طور كه «كلمات» اسرار درون ما را بيان مىكند و نشانهاى از صفات و روحيات ما است، مخلوقات اين عالم نيز، روشنگر صفات جمال و جلال خدايند.
به همين جهت، در چند مورد از آيات قرآن به تمام مخلوقات «كلمه»