تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
نيست، آن را رها كرده و به سراغ حكمى مىروند كه از نظر اصولى با آن موافق نيستند.
و از آن عجبتر اين كه: بعد از انتخاب تو براى داورى، حكم تو را كه موافق حكم «تورات» است، چون بر خلاف ميل آنها است نمىپذيرند، مىفرمايد: «اما پس از شنيدن، از حكم تو روى مىگردانند» «ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ».
«حقيقت اين است كه آنها اصولًا ايمان ندارند» «وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنينَ».
و گر نه با احكام خدا چنين بازى نمىكردند.
ممكن است ايراد شود: چگونه آيه فوق مىگويد: حكم خدا در «تورات» ذكر شده است، در حالى كه ما با الهام گرفتن از آيات قرآن و اسناد تاريخى، «تورات» را تحريف يافته مىدانيم و همين تورات تحريف يافته در زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بوده است؟
در پاسخ بايد توجه داشت:
اوّلًا- ما تمام «تورات» را تحريف يافته نمىدانيم، بلكه قسمتى از آن را مطابق واقع مىدانيم و اتفاقاً حكم فوق از اين احكام تحريف نايافته مىباشد.
ثانياً- تورات هر چه بوده نزد يهوديان يك كتاب آسمانى و تحريف نايافته محسوب مىشده، با اين حال آيا جاى تعجب نيست كه آنها به آن عمل نكنند؟!
***
در آيه دوم و سوم، بحث آيه قبل را تكميل كرده، و اهميت كتاب آسمانى موسى عليه السلام يعنى «تورات» را چنين شرح مىدهد: «ما تورات را نازل كرديم كه در آن هدايت و نور بود» «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ».
هدايت به سوى حق و نور و روشنائى براى برطرف ساختن تاريكىهاى