تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣١
- كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
عَلِىٌّ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ:
«على عليه السلام پيشواى نيكان است، و كشنده كافران، هر كس او را يارى كند، خدا ياريش خواهد كرد، و هر كس دست از ياريش بردارد، خدا دست از يارى او برخواهد داشت».
سپس «ابوذر» اضافه كرد: اى مردم! روزى از روزها با رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نماز مىخواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، ولى كسى به او چيزى نداد، او دست خود را به آسمان بلند كرده، گفت:
خدايا تو شاهد باش! من در مسجد رسول تو تقاضاى كمك كردم، ولى كسى جواب مساعد به من نداد.
در همين حال على عليه السلام كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد. سائل نزديك آمد و انگشترى را از دست آن حضرت بيرون آورد.
پيامبر صلى الله عليه و آله كه در حال نماز بود، اين جريان را مشاهده كرد، هنگامى كه از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند كرده، چنين عرض كرد:
«خداوندا! برادرم موسى عليه السلام از تو تقاضا كرد كه روح او را وسيع گردانى، كارها را بر او آسان سازى، و گره از زبان او بگشائى تا مردم گفتارش را درك كنند، و نيز موسى عليه السلام درخواست كرد، هارون كه برادرش بود را وزير و ياورش قرار دهى و به وسيله او نيرويش را زياد كنى و در كارهايش شريك سازى!
خداوندا! من محمّد پيامبر و برگزيده توام، سينه مرا گشاده كن، كارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على عليه السلام را وزير من گردان، تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد».