تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨
سرانجام دعاى موسى عليه السلام به اجابت رسيد و بنى اسرائيل نتيجه شوم اعمال خود را گرفتند؛ زيرا از طرف خداوند به موسى عليه السلام چنين وحى فرستاده شد كه:
«اين جمعيت از ورود در اين سرزمين مقدس كه مملوّ از انواع مواهب مادّى و معنوى بود، تا چهل سال محروم خواهند ماند» «قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعينَ سَنَةً».
به علاوه «در اين چهل سال بايد در بيابانها سرگردان باشند» «يَتيهُونَ فِي الأَرْضِ». «١»
سپس به موسى عليه السلام مىگويد: «هر چه بر سر اين جمعيت در اين مدت بيايد به جا است هيچ گاه درباره آنها از اين سرنوشت غمگين مباش» «فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقينَ».
جمله اخير شايد براى اين باشد كه پس از صدور فرمان مجازات سرگردانى بنى اسرائيل به مدت چهل سال در بيابانها، عواطف موسى عليه السلام تحريك شد و شايد- همان طور كه در «تورات» كنونى آمده است- درخواست عفو و گذشت از درگاه خداوند درباره آنها نمود.
ولى به زودى به او پاسخ داده شد كه: آنها چنين استحقاقى را دارند، نه استحقاق عفو و گذشت؛ زيرا آنها همان طور كه قرآن مىگويد: افراد فاسق، متمرّد و سركشى بودند و هر كس چنين باشد چنين سرنوشتى براى او حتمى است.
بايد توجه داشت: اين محروميت چهلساله، هرگز جنبه انتقامى نداشت (همان طور كه هيچ يك از مجازاتهاى الهى چنين نيست، بلكه يا سازنده است