تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
اين گروه مكلف به هجرت نيستند، بلكه ديگر مسلمانان مكلفند كه راهى براى رهائى آنها پيدا كنند.
***
در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد: «ممكن است اينها مشمول عفو خداوند شوند و خداوند همواره بخشنده و آمرزنده بوده است» «فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوّاً غَفُوراً».
در اينجا ممكن است اين سؤال پيش آيد: اگر اين افراد به راستى معذورند، چرا نمىفرمايد حتماً خداوند، آنها را مىبخشد، بلكه مىگويد عَسى: «شايد».
پاسخ اين سوال همان است كه در ذيل آيه ٨٤ از همين سوره بيان شد كه:
منظور از اين گونه تعبيرات، آن است كه حكم مذكور در اين آيه داراى شرائطى است، كه بايد به آنها توجه داشت.
يعنى اين گونه اشخاص هنگامى مشمول عفو الهى مىشوند كه در انجام هجرت به هنگام فرصت كمترين قصورى نورزيدهاند و به اصطلاح تقصير در مقدمات كار نداشتهاند و همواره آمادهاند كه در نخستين فرصت ممكن هجرت نمايند.
***
نكتهها:
١- استقلال روح
تعبير به «تَوَفّى» در آيه شريفه به جاى «موت»، در حقيقت اشاره به اين نكته است كه: مرگ به معنى نابودى و فنا نيست، بلكه يك نوع «دريافت روح از ناحيه فرشتگان» است، يعنى روح او را كه اساسىترين قسمت وجود او است مىگيرند و با خود به جهان ديگرى مىبرند.